دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٠٧ - فصل هشتم شورش باقيمانده خوارج
آنگاه، سعيد بن قفل تيمى، از [قبيله] تيم اللّه بن ثعلبه، در ماه رجب، همراه دويست مرد در بندنيجين شورش كرد و به درزنجان،[١] در دو فرسنگى مدائن، درآمد. سعد بن مسعود به جانب ايشان روان شد و در رجب سال ٣٨ هجرى، هلاكشان ساخت.
سپس ابو مريم سعدى تميمى خروج كرد و به شهرزور[٢] درآمد. بيشينه همراهان وى، از عجم بودند و گفته شده كه همراه وى جز شش تن عرب نبودند كه او، خود، يكى از ايشان بود. با وى دويست و به نقلى چهارصد تن، گرد آمدند. سپس حركت كرد تا به پنج فرسنگى كوفه رسيد.
پس على ٧ سفيرى نزد وى فرستاد و او را به بيعت و داخل شدن در كوفه فرا خواند. او نپذيرفت و گفت: ميان ما، جز جنگ نيست.
آنگاه، على ٧، شُرَيح بن هانى را با هفتصد تن به سوى او فرستاد. خوارج بر شُرَيح و يارانش هجوم آوردند و اينان از هم گسيختند و شريح با دويست تن باقى ماند و به روستايى روى آورْد. سپس برخى از يارانش به سوى وى بازگشتند و باقىمانده آنان به كوفه درآمدند.
پس على ٧، خود، حركت كرد و پيشاپيش، جارية بن قُدامه سعدى را فرستاد. جاريه، خوارج را به فرمانبردارى از على ٧ فرا خواند و از كشته شدن بيمشان داد؛ امّا اجابت نكردند. على ٧ هم به آنان پيوست و دعوتشان كرد؛ امّا ايشان از او و يارانش سرپيچيدند. پس ياران على ٧، آنها را كشتند و از آنان جز پنجاه تن زنده نماندند كه امان خواستند و على ٧ امانشان داد.
در ميان خوارج چهل مجروح افتاده بودند كه على ٧ فرمان داد تا ايشان را به كوفه آوردند و مداوا كردند تا بهبود يافتند. قتل آن گروه از خوارج در ماه رمضان سال ٣٨ [هجرى] رخ داد و آنان، دليرترين رزمندگانِ خوارج بودند و از سر بىباكىشان، به كوفه نزديك شده بودند.
[١]. در مأخذ چنين آمده، امّا درستِ آن، چنان كه در أنساب الاشراف و معجم البلدان آمده، درزيجان است كه روستاىِ بزرگى در غرب دجله و پايين بغداد، در فاصله سه فرسنگى آن است و از شهرهاى هفتگانه و شهر كَسراها به شمار مىرفته و نام اصلىاش درزبندان بوده است( معجم البلدان: ج ٢ ص ٤٥٠).
[٢]. شهرى ميان موصل و همدان است كه زور بن ضحاك آن را ساخته و اكنون به نام زور شناخته مىشود و در جنوب شرقى سليمانيه، در نزديكى مرزهاى ايران و عراق قرار دارد( ر. ك: تقويم البلدان: ص ٤١٣).