دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٤٧ - ٢/ ٢ هشدار دادن درباره دوزخ دنيا
بدا به حالتان! اى مردْ نمايانِ نامرد، كه انديشههايتان كودكانه و افكارتان چون فكر زنان پردهنشين است! هلا، اى كسانى كه بدنهايتان حاضر، انديشههايتان غايب و خواستههاى دلتان پراكنده است! خدا كسى را كه از شما يارى خواست، پيروز نساخت و دل كسى كه رنج شما را كشيد، نياسود و كسى كه پناهتان داد، ديدگانش روشن نشد. سخنان و ادّعاهايتان سنگهاى سخت را نرم مىسازد؛ ليكن كارتان به گونهاى است كه دشمنِ دو دل شما را به طمع مىاندازد.
واى بر شما! پس از خانه و ديارتان، از كدام سرزمين دفاع خواهيد كرد و پس از من با كدام پيشوا به نبرد خواهيد رفت؟ به خدا سوگند، زيانكار كسى است كه شما فريبش دادهايد. كسى كه با شما كامياب شود، گويا با تيرهاى شكسته به پيروزى رسيده است. چنان شدهام كه نه اميدى به يارىتان دارم و نه سخنتان را باور مىكنم. خدا ميان من و شما جدايى اندازد، به جاى شما، كسانى بهتر از شما را نصيبم كند و به جاى من، بدتر از مرا بر شما بگمارد!
پيشواى شما خدا را اطاعت مىكند و شما نافرمانىاش مىكنيد، و پيشواى شاميان خدا را نافرمانى مىكند و آنان پيروىاش مىكنند. به خدا سوگند، دوست داشتم معاويه با من بر سرِ شما داد و ستد كند، همچون صرّافى درهم به دينار. ده نفر از شما را از من بگيرد و يكى از آنان را به من بدهد!
به خدا سوگند، دوست داشتم كه شما را نمىشناختم، شما هم مرا نمىشناختيد. اين شناختى است كه پشيمانى آورده است. سينهام را از خشم آكنديد و حكومتم را با ترك همراهى و نافرمانى تباه ساختيد، تا آن جا كه قريش گفتند: «على مردى است شجاع، ليكن جنگْ آشنا نيست». خدا خيرشان دهد! آيا كسى در ميان آنان با سابقهتر و استوارتر از من در جنگ هست؟ من زمانى به جنگ پرداختم كه به بيست سالگى نرسيده بودم و هم اينك عمرم بالاتر از شصت سال است. ليكن كسى كه اطاعتش نكنند، رأيى ندارد.