دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥٣ - ١٤/ ١ ارزيابى دو داور
فصل چهاردهم
در سراپرده داورى
١٤/ ١
ارزيابىِ دو داور
٢٦٠٩. الطّرائف به نقل از ابو رافع: امير مؤمنان مرا فرا خواند؛ و پيشتر ابو موسى اشعرى را [به اجبار] تعيين كرده بود. به وى گفت: «طبق كتاب خدا حكم كن و از آن تجاوز نكن!».
آنگاه كه وى بازگشت، [على ٧] گفت: «گويى مىبينم كه فريب مىخورَد».
گفتم: اى امير مؤمنان! پس چرا او را تعيين كردى، حال آن كه مىدانى فريب مىخورَد؟
گفت: «پسرم! اگر خداوند به علم خويش با آفريدگانش رفتار مىكرد، ديگر با پيامبران، براى ايشان حجّت نمىآورْد».
٢٦١٠. وقعة صِفّين: معاويه به برخى مردان قريش كه يارى او را در جنگ، خوش نداشته بودند، پيام فرستاد: همانا آتش جنگ، فرو نشسته و اين دو مرد در دَوْمَةُ الجَندَل [براى داورى] گرد آمدهاند. پس نزد من آييد.
عبد اللّه بن زبير، عبد اللّه بن عمر، ابوجَهم بن حُذَيفه، عبد الرحمن بن اسود بن عبدِ يَغوثِ زُهْرى، عبد اللّه بن صفوان جُمَحى، و مردانى از قريش، و نيز مُغَيرة بن شُعْبه ـ كه ساكن طائف شده و در صِفّين حضور نيافته بود ـ نزد وى آمدند.