دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٥ - ١٠/ ٣ دعاى امام در شب و روز غرش
سپس گفت: «] به بركت خدا پيش رويد». و آنگاه ندا داد: «كلمه تقوا اين است: لا إله إلّا اللّه و اللّه أكبر!».
٢٥٦٦. امام صادق ٧: روز غرّش، آنگاه كه بر دوستان على ٧ كار سخت شد، وى «دعاى غُصّه» را خواند؛ همان دعايى كه هر كه به گاه اندوه و غم آن را بخواند، خداوند از آن نجاتش مىدهد. و آن دعا اين است:
«بار خدايا! آنچه را مايه خشم توست، براى من دوستداشتنى نساز و آنچه را دوست مىدارى، برايم دشمنداشتنى مكن. بار خدايا! به تو پناه مىبرم از اين كه به مايه خشم تو خشنود شوم يا بر مايه خشنودىِ تو خشم آورم يا به قضاى تو تن نسپارم يا گفتار تو را وا گذارم يا خيرخواهِ دشمنانت باشم و يا از فرمان تو درباره ايشان، سر باز زنم.
بار خدايا! هر كارى يا گفتارى كه مرا به خشنودىات نزديك سازد و از خشمت دور گردانَد، مرا بر آن پايدار و به آن وادار ساز، اى مهربانترين مهربانان!
بار خدايا! زبانى ذكرگو، دلى سپاسگزار، يقينى راستين، ايمانى ناب، و پيكرى فروتن از تو مىخواهم. دوستى خودت را روزىام گردان و بيم از خويش را در دلم جاى دِه!
بار خدايا! اگر به من مهر بورزى، كه گمانم به تو نيكوست [و جز اين نمىكنى] و اگر عذابم كنى، آن را به ستم و بيداد و گناه و زيادهروىِ خود در كارم، نسبت مىدهم. پس اگر پوزش بخواهم، مرا عذرى نيست و كار شايستهاى نكردهام تا به پاداش آن چشم داشته باشم.
بار خدايا! آنگاه كه اجَلها در رسند و روزها [ى عمر] پايان يابند و از ديدار تو چارهاى نباشد، برايم مكانى در بهشت مقرّر فرما، آن هم در گرامىترين جايگاهش، كه پيشينيان و پسينيان به آن، بر من غبطه خورند و از پسِ آن حسرتى، و فراتر از همنشينش همنشينى نباشد.