دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦٩ - ١١/ ٣ بر افراشته شدن قرآنها
در اين باب، نجاشى بن حارث مىسرايد:
شاميان نيزهها را رو به ما برافراشتند
كه بر سرشان كتاب خدا بود؛ برترين خواندنى!
و ندا دادند على را: اى پسر عموى محمّد!
آيا پروا ندارى كه اين دو گروه بزرگِ [مسلمانان] هلاك شوند؟
چون بسيارى از عراقيان چنين ديدند، گفتند: كتاب خدا را اجابت مىكنيم و به آن باز مىگرديم؛ و [حقيقت آن بود كه] ايشان، دوستارِ سازش بودند. آنگاه، به على ٧ گفته شد: معاويه، حق را به تو عرضه داشت و تو را به كتاب خدا فرا خوانْد. پس دعوتش را بپذير! و سرسختترينِ ايشان [بر اين سخن] در آن روز، اشعث بن قيس بود.
٢٥٧٣. وقعة صِفّين به نقل از تَميم بن حَذيم: پس از شب غرّش، صبحگاهان پرچموارههايى را پيشاپيشِ صف شاميان در ميانه سپاه و مقابلِ جايگاه معاويه ديديم. چون هوا روشن شد، دريافتيم كه آنها قرآنهاى بزرگِ سپاهاند كه بر سر نيزه بسته شدهاند. سه نيزه را به هم بربسته و قرآنِ مسجد اعظمِ [دمشق] را بر آنها آويخته و دَه تن آن را نگاه داشته بودند.
سپاهيان شام، صد قرآن را برابرِ على ٧ [در قلب لشكر] و در هر جناح نيز دويست قرآن بر پا داشتند كه روى هم، به پانصد مىرسيد.
[ابو جعفر گفته است:] سپس طُفَيل بن ادهم، مقابلِ على ٧، ابو شُرَيح جُذامى برابرِ جناح راست، و وَرقاء بن مُعَمَّر، روياروىِ جناح چپ ايستادند وندا دادند: اى انبوهِ عرب، خدا را، خدا را، در زنان و دخترانتان! فردا كه شما هلاك شويد، چه كس برابرِ روميان و تُركان و پارسيان خواهد ايستاد؟ خدا را، خدا را، در دينتان!