دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠٨ - يك جهل
تنگ ساختند.
اين همان نكتهاى است كه امام على ٧ در تحليل روانى و فكرى خوارج و علّت تندروىها و گرايشهاى افراطى آنان بر آن تأكيد ورزيده و فرموده است:
... ولكِن مُنيتُ بِمَعشَرٍ أخِفّاءِ الهامِ، سُفَهاءِ الأَحلامِ.[١]
... امّا به جماعتى سبُكْ مغز و بىخِرَد، مبتلا شدهام.
و در كلامى ديگر، خطاب به آنان فرمود:
و أنتُم وَاللّهِ مَعاشِرُ أخِفّاءُ الهامِ سُفَهاءُ الأَحلامِ.[٢]
شما به خدا سوگند جماعتى سبُكْ مغز و نابخرديد.
و در سخن والايى، آن هنگام كه آهنگ بيدار كردن آنان را داشته است، ضمن روشنگرى، حقايقى به آنان سفارش مىكند كه از لجاجت و عمل كردن از سر جهالت دست بردارند و راه اعتدال جويند و سپس به چگونگى خُلق و خوى آنان اشاره كرده، مىفرمايد:
ثُمَّ أنتُم شِرارُ النّاسِ، ومَن رَمى بِهِ الشَّيطانُ مَرامِيَهُ، وضَرَبَ بِهِ تيهَهُ، وسَيَهلِكُ فِيَّ صِنفانِ: مُحِبٌّ مُفرِطٌ يَذهَبُ بِهِ الحُبُّ إلى غَيرِ الحَقِّ، ومُبغِضٌ مُفرِطٌ يَذهَبُ بِهِ البُغضُ إلى غَيرِ الحَقِّ. وخَيرُ النّاسِ فِيَّ حالًا النَّمَطُ الأَوسَطُ، فَالزَموهُ.[٣]
پس، شما بدترين مردم هستيد كه شيطان، تيرهاى خود را به سويتان افكنده و آواره گمراهىتان ساخته است. زود است كه در [پيوند با] من، دو گروه هلاك شوند: دوستِ افراط پيشه كه دوستىِ من او را به غير حق كشانَد؛ و دشمنِ زيادهورز كه دشمنىِ من، وى را از حق، دور سازد.
[١]. ر. ك: ص ٤٧٢ ح ٢٧١٦( خطابه امام در ميان صف دو سپاه).
[٢]. تاريخ الطبرى: ج ٥ ص ٨٥.
[٣]. نهج البلاغة: خطبه ١٢٧، بحار الأنوار: ج ٣٣ ص ٣٧٣ ح ٦٠٤.