دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٩ - ١٣/ ٢ نامه امام به فرزندش حسن در حاضرين
اگر دوستت از تو پيوند گسست، خويشتن را بر پيوستن به او وادار؛ و هر گاه از تو كناره گرفت، به او لطف و نزديكى ورز؛ و چون بُخل ورزيد، به او بخشش كن؛ و اگر دورى گُزيد، به او نزديك شو؛ و آنگاه كه درشتى كرد، با او نَرمى پيشه ساز؛ و چون گناهى مرتكب شد، تو پوزش خواه، چندان كه گويى بنده اويى و او صاحب نعمت توست. [امّا] مبادا كه اين پندها را در غير جاى خويش به كار بندى يا درباره ناشايستگان عمل كنى.
دشمنِ دوستت را دوست مگير كه [اگر چنين كنى] با دوستت، دشمنى كردهاى. براى برادرت، اندرز را خالص گردان، خواه مطلوبِ او باشد و خواه نامطلوبش. خشم را جرعه جرعه فرو بَر، كه من شربتى ننوشيدهام كه فرجامش شيرينتر و عاقبتش گواراتر از آن باشد.
با كسى كه با تو درشتى ورزد، نرمى پيشه كن، كه زود باشد او نيز با تو نرمى كند. به دشمن خود احسان كن، كه آن، شيرينترينِ دو پيروزى است. اگر خواهى از دوستت بگسلى، جايى براى آشتى بگذار كه اگر روزى او خواست كه بازگردى، بتوانى بازگردى. اگر كسى درباره تو گمان نيك بُرد، [تو نيز با كارهاى نيك خود] گمان او را تصديق كن. با تكيه بر اعتمادى كه ميان تو و دوستت برقرار است، حقّ او را تباه مگردان، كه هر كس حقّش را تباه كنى، دوست تو نيست.
مبادا خانوادهو بستگانت بىبهرهترين مردماز تو باشند. هرگز بهكسى كه از تو دورى مىجويد، رغبت مَوَرز. مبادا برادرت در قطع پيوند دوستى، از تو در برقرارى پيوند قوىتر باشد يا در بدى كردن، از تو در نيكى كردن نيرومندتر باشد. ستمِ آن كه بهتو ستم مىكند، بر تو بزرگ نيايد؛ زيرا او در زيان خود و سود تو مىكوشد. پاداشِ آن كه تو را شادمان مىسازد، آن نيست كه به وى بدى كنى.
پسر محبوبم! بدان كه روزى دو گونه است: آن كه تو مىجويىاش و آن كه تو را مىجويد و اگر تو نزد او نروى، او نزد تو مىآيد. چه زشت است فروتنى، هنگام نيازمندى وجفاپيشگى، به گاه بىنيازى. از دنيا همان قدر بهره [حقيقى] توست كه با آن، سراى آخرتت را آباد سازى. اگر بر آنچه از دست دادهاى، بىتابى مىكنى، پس بر هر چه به دست نياوردهاى، نيز بى تابى كن.
از آنچه بوده، بر آنچه نبوده، دلالت جوى، كه كارها به يكديگر همانند هستند. همچو آن كس مباش كه اندرز برايش سودمند نيست، مگر آنگاه كه بسيار آزارش كنى؛ زيرا خردمندان با تربيت، پند مىپذيرند و چارپايان جز با زدن، اندرز نمىگيرند. غمهاى رسيده را با نيروى صبر و يقينِ نيك، از خود بران. هر كه راه ميانه را رها كند، از مسير بيرون مىرود. دوست به منزله خويشاوند است. دوست، كسى است كه نهانش راست باشد. خواهش نَفْس، شريكِ رنج