دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠٥ - ٣/ ٣ روانه كردن عبد الله بن عباس به سوى خوارج
هر چه ايشان را به كتاب خداى عز و جل فرا خوانديم، از آن سر باز زدند. آنگاه، شما ميان خود و او پيماننامهاى نگاشتيد و به سازش و آزادىِ آمد و شد تن داديد؛ در حالى كه خداى عز و جل از هنگام نزول سوره توبه، آزادىِ آمد و شد و سازش ميان مسلمانان و كافران حربى را ممنوع شمرد، مگر آن كه جزيه بپردازند.
٢٦٧٥. شرح الأخبار به نقل از عبد اللّه بن عبّاس: على امير مؤمنان، مرا به سوى خوارجِ حَروريه روانه كرد تا با ايشان سخن گويم؛ و من چنين كردم.
آنان گفتند: حكم تنها از آنِ خداست!
گفتم: آرى؛ امّا مگر در قرآن نمىخوانيد كه خداى عز و جل فرموده است: «دو عادل از ميان شما در آن داورى كنند» و نيز فرموده: «و اين كه ميان ايشان بر پايه آنچه خداوند نازل فرموده، حكم كنى»؛ و همچنين: «پس داورى از خويشانِ مرد و داورى از خويشانِ زن بر گزينيد»؟
برخى از شما شاهد بوديد كه پيامبر خدا، سعد را در [ماجراى] بنى قريظه داور ساخت و آنگاه كه وى به حق درباره ايشان داورى كرد، پيامبر ٦ داورىاش را جارى ساخت و [به وى] فرمود: «به راستى كه تو با همان حكم خدا كه از فراز هفت آسمان نازل كرده، درباره آنان حكم كردى». پس آيا شما مىگوييد كه پيامبر خدا در دادن داورى به سعد درباره بنى قُرَيظه، به خطا رفت؟
و كداميك از اينها، نزد شما براى داورى كردن، سزاوارتر است: اختلاف ميان مرد و زنش يا كيفرِ صيد كردن مُحرِم و يا حكم كردن درباره امّتى كه دچار اختلاف شدهاند و مردمش يكديگر را مىكشند، تا هر كس مخالف حكم كتاب خداست به آن بازگردد و خونهاى اين امّت حفظ شود و پراكندگىشان سامانپذيرد؟
ابن كَوّاء به خوارج گفت: آنچه را اين مرد و يارانش مىگويند، وا گذاريد و به آنچه عزم كردهايد، روى آوريد، كه همانا خداوند عز و جل خبر داده است كه اينان (قريشيان) قومى مجادلهگرند.