دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥١ - ٥/ ٢ روانه شدن قيس بن سعد به سوى خوارج، به فرمان امام، پيش از حركت
و فرمانِ حركت داد.
٥/ ٢
روانه شدن قيس بن سعد به سوى خوارج، به فرمان امام، پيش از حركت
٢٧٠١. تاريخ الطبرى به نقل از عبد اللّه بن عوف: چون على ٧ خواست از [شهر] انبار به سوى خوارج حركت كند، قيس بن سعد بن عباده را پيش فرستاد و به وى فرمان داد تا بهمدائنرفته، در آنجا منزلگزيند تا وقتىكهفرمانش به او رسد. سپس على ٧ به سوى خوارج حركت كرد. بر كناره نهر، قيس و سعد بن مسعود ثقفى به وى پيوستند.
پس على ٧ به خوارج پيغام داد: «كشندگانِ برادران ما را از ميان خود برگرفته، به ما بسپاريد تا در ازاى [كشتن] آنان، قصاصشان كنيم. سپس من رهاتان مىكنم و از شما دست مىشويم تا با شاميان رويارو شوم؛ باشد كه خدا دلهاتان را بگردانَد و شما را به وضعى بهتر از اين كه اكنون داريد، بازگردانَد».
پس خوارج به وى پيغام داده، گفتند: ما، همه، ايشان را كشتيم و همگى، [ريختن] خون آنان و شما را مباح مىدانيم.
٢٧٠٢. تاريخالطبرى بهنقل از عبد الرّحمانبنابى كنود: همانا قيس بن سعد بن عباده به اهل نهروان گفت: بندگان خدا! آنچه را از شما طلب مىكنيم (قاتلان را) به ما تسليم نماييد و در بيعتى كه از آن خارج شدهايد، درآييد و همراه ما به جنگ با دشمن ما و خودتان بازگرديد، كه شما به كارى گران دست زدهايد: ما را مشرك مىخوانيد، حال آن كه شرك ستمى است بزرگ؛ و خونهاى مسلمانان را مىريزيد و ايشان را مشرك به شمار مىآوريد.
عبد اللّه بن شجره سُلَمى گفت: همانا حقيقت براى ما روشن شده و ما از شما پيروى نمىكنيم، مگر آن كه همانند عُمَر را براى ما آوريد!
[قيس] گفت: ما در ميان خود، جز اميرمان كسى را نمىشناسيم كه [همانند] او باشد. آيا شما در ميان خود [كسى چون] او را مىشناسيد؟ و [نيز] گفت: شما را به خدا سوگند مىدهم كه جانهاى خود را هلاك نكنيد، كه همانا جز اين نمىبينم كه فتنه بر شما چيره شده است.