دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧٩ - ١١/ ٥ بازگشت اشتر از عرصه نبرد
آنگاه، نزديك به بيست هزار سلاحْ بر كفِ آهنپوش، شمشير بر شانه و سيهپيشانى (پيشانى پينه بسته) از كثرتِ سجود، به سوى على ٧ پيش آمدند. پيشگام آنان، مسعر بن فَدَكى، زيد بن حُصَين و دستهاى از قاريان بودند كه بعدا خوارج خوانده شدند. آنان، او را به اسم خواندند و نه با لقبِ «امير مؤمنان». [گفتند]: اى على! اكنون كه به كتاب خدا فرا خوانده شدهاى، شاميان را اجابت كن؛ و گرنه، تو را مىكشيم، همان سان كه [عثمان] ابن عفّان را كشتيم. به خدا سوگند، اگر ايشان را اجابت نكنى، چنان مىكنيم.
على ٧ به ايشان گفت: «واى بر شما! من نخستين كسم كه هم به كتاب خدا فرا خوانْد و هم به آن پاسخ داد. مرا و ديندارىام را روا نيست كه به كتاب خدا فرا خوانده شوم و آن را نپذيرم؛ بلكه به راستى، جز اين نيست كه من با اينان مىجنگم تا به حكم قرآن تن دهند؛ چرا كه ايشان از فرمان خدا سرپيچيده و پيمان او را شكسته و كتابش را فَرا پشت افكندهاند. به تحقيق، آگاهتان كردم كه آنان، يقينا قصد فريب شما كردهاند و خواهانِ عمل به قرآن نيستند».
گفتند: پىِ اشتر بفرست تا نزد تو آيد. و اشتر، صبحگاهانِ شب غُرّش، به قرارگاه معاويه نزديك شده بود و چيزى نمانده بود كه بدان راه يابد.
١١/ ٥
بازگشت اشتر از عرصه نبرد
٢٥٧٩. وقعة صِفّين به نقل از ابراهيم بن اشتر: من نزد على ٧ بودم، آنگاه كه وى را ناچار كردند به داورى تن دهد و گفتند: پىِ اشتر بفرست تا نزد تو آيد.
پس على ٧، يزيد بن هانِئ سُبَيعى را نزد اشتر فرستاد و او را طلبيد.