دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٢ - دو تداوم جهالت
جلّ و علا ـ سر باز زد. و بدان كه تمام گرفتارىهاى بنى آدم از اين ارث شيطانى است كه اصلِ اصول فتنه است.[١]
اگر اين بيمارى در وجودِ كسى ريشه كند، ديگر هيچ عملى از اعمال او نمىتواند براى نجات و تكاملش سودمند افتد. امام صادق ٧ فرموده است:
قالَ إبليسُ لعنة اللّه عليه لِجُنودِهِ: إذَا استَمكَنتُ مِن ابنِ آدَمَ فى ثَلاثٍ، لَم ابالِ ما عَمِلَ؛ فَإِنَّهُ غَيرُ مَقبولٍ: إذَا استَكثَرَ عَمَلَهُ، ونَسِيَ ذَنبَهُ، ودَخَلَهُ العُجبُ.[٢]
شيطان ملعون به سپاهش گفت: اگر بتوانم سه چيز را در بنىآدم ايجاد كنم، باكى ندارم كه چه كار خواهد كرد؛ چون هر كارى از او نامقبول خواهد گشت: كردارش را فزونى دهد، گناهش را فراموش كند و خوشبين گردد.
در واقع، بيمارى عُجْب از يك سو مانع بهرهمند شدن انسان از بركات شايسته اعمال نيكوست و از سوى ديگر، موجب انواع انحرافهاى اخلاقى وعملى. چنين است كه بايد تأكيد كنيم كه ساير آثار تعمّق كه پس از اين بدانها اشاره خواهيم كرد، از همين رذيله سرچشمه مىگيرند.
دو. تداوم جهالت
يكى ديگر از آثار تعمّق، تداوم جهالت است. تداوم جهالت، به نوعى ريشه در عُجْب دارد. وقتى كسى در عمل افراط مىكند و بدون خِردورزى از سر افراط مىكوشد و خود را يك سر و گردن از ديگران برتر مىبيند، هرگز به بازنگرى انديشه و كار خود نمىپردازد و بدينسان، در جهالت مىكوشد و بر آن پاى مىفشارد و همچنان در كمند آن مىماند.
چنين است كه حضرت هادى ٧ مىفرمايد:
[١]. صحيفه نور: ج ٢٢ ص ٣٧١.
[٢]. الخصال: ص ١١٢ ح ٨٦، روضة الواعظين: ص ٤١٨، بحار الأنوار: ج ٧٢ ص ٣١٥ ح ١٥.