دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٧ - ٩/ ١٣ رسوايى عمرو بن عاص
٩/ ١٣
رسوايى عمرو بن عاص
٢٥٣٠. الإمامة و السياسة: گفته شده كه عمرو به معاويه گفت: آيا خود، از على مىترسى و آنگاه كه من اندرزت مىدهم، مرا [به ترسيدن از او] متّهم مىكنى؟ به خدا سوگند، هر آينه با على مبارزه خواهم كرد، هر چند در نخستين ديدار با وى، هزار بار بميرم.
آنگاه عمرو به مبارزه على ٧ رفت. على بر او ضربتى زد و بر زمينش افكَنْد. عمرو در برابر او به عورتش پناه برد و [بدين سان] از او در امان مانْد. على ٧ از او دست كشيد و به او پشت كرد.
و على ٧ هيچگاه به عورت هيچ كس ننگريسته بود؛ چرا كه اهل حيا و بزرگْمنشى بود و از آنچه براى كسى چون او روا و زيبا نبود، دورى مىكرد.
٢٥٣١. البداية و النّهاية: گفته شده كه روزى على ٧ به عمرو بن عاص حمله بُرد و او را با نيزه ضربه زد و بر زمين افكَنْد. عورت او نمودار شد. پس على ٧ از او [دست كشيد و] بازگشت. يارانش به وى گفتند: اى امير مؤمنان! تو را چه شد كه از او روى برگرداندى و بازگشتى؟
گفت: «آيا مىدانيد او كيست؟».
گفتند: نه.
گفت: «او عمرو بن عاص است كه عورتش را نزد من آشكار كرد و سپس مرا به ياد خويشاوندى افكند. پس من نيز از او منصرف شدم».
آنگاه كه عمرو نزد معاويه باز گشت، معاويه به وى گفت: خدا را سپاس گو و كَپَل خود را!
٢٥٣٢. وقعة صِفّين: عمرو بن عاص، پرچم در دست، حمله بُرد و مىخوانْد:
زرهِ مرا بر من محكم كنيد تا گشوده نشود.
بعد از طلحه و زبير، [در نبرد با على] متّحد شو [يد].