دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢١ - ١٣/ ٢ نامه امام به فرزندش حسن در حاضرين
١٣/ ٢
نامه امام به فرزندش حسن در حاضرين[١]
٢٦٠٤. امام باقر ٧: آنگاه كه امير مؤمنان ٧ از صفّين باز مىگشت، به فرزندش حسن ٧ نوشت: «به نام خداوند بخشنده مهربان.
از پدرى كه در آستانه فناست، و چيرگى زمان را پذيراست، زندگى را پشت سر نهاده، به گردش روزگار گردن داده، نكوهنده اين جهان است، جاى گيرنده در سراهاى مردگان و فردا، كوچنده از آن؛ به فرزندى آرزومندِ آنچه به دست نايد، رونده راهِ كسى كه به جهان نيستى درآمده، آماج بيمارىها، گروگان روزگار، در تيررسِ بلاها و خود، دنيا را گوش به فرمان؛ سوداگر [دنياى پُر] فريب است، وامدارِ مرگها، اسيرِ مرگ، همسوگند اندوهها، همنشين غمها، آماج آفتها، زمينخورده شهوتها، و جانشين مردگان!
امّا بعد؛ همانا من از پشت كردنِ دنيا به خود و سركشى روزگار بر خويش و روى آوردن آخرت به سوى خويشتن، چيزى را دريافتم كه مرا از يادِ غير خودم و از توجّه به آنچه پشت سر گذاشتهام، بازمىدارد [تا سراسر به آخرت، توجّه ورزم].
[١]. در نهج البلاغة آمده كه امام ٧ اين نامه را در« حاضرين»، جايى نزديك صفّين و در راه منتهى به كوفه، نوشته است؛ امّا در كشف المحجّة، پس از ذكر طرق روايى اهل سنّت براى اين نامه، آمده:« امام ٧ اين نامه را در قِنّسرين نوشته است». از آنجا كه قنّسرين منطقهاى نزديك حلب و نه در راه صفّين به كوفه، بلكه كاملًا در راهِ معكوس آن است، به نظر مىرسد اين نقل، صحيح نيست. ابن ابى الحديد گفته است:« امّا اين سخن وى كه" امام ٧ نامه را در حاضرين نوشته"؛ آنچه ما از ايّام كهن مىخوانديم، الحاضِرَين بود؛ يعنى محلّه حلب و محلّه قنّسرين، كه عبارت است از حومه و اطراف اين سرزمينها. آنگاه كه در محضر جمعى از استادان، آن را بدون حرف تعريفِ" ال" خوانديم، كسى آن را به معنايى تفسير نكرد. برخى نيز اين كلمه را" حاضِرِين"، نه" حاضِرَيْن" مىخوانند. گروهى نيز برآناند كه كلمه مزبور،" خناصرين" است، يا به صيغه تثنيه و يا جمع»( شرح نهج البلاغة: ج ١٦ ص ٥٢).