دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٩ - ١٣/ ٢ نامه امام به فرزندش حسن در حاضرين
پس، به آن بصيرت خواهى يافت. پس چنگ در [رشته بندگىِ] كسى زن كه تو را آفريده و روزىات داده و تو را پيكرى متناسب بخشيده. پس بايد پرستش تو تنها از آنِ او باشد و گرايشت به او و بيمناكىات از او.
و بدان پسر محبوبم كه هيچ كس چون پيامبر خدا، از خداوند خبر نداده است. پس خرسند باش كه او را پيشواى خود گيرى و براى رستگارى، راهنمايىاش را بپذيرى. من در اندرز دادن به تو فروگذار نكردم، و تو هر چند بكوشى و درباره خود بينديشى، به پايه انديشهاى كه من در حقّ تو دارم، نخواهى رسيد.
و بدان پسر محبوبم كه اگر پروردگارت را شريكى بود، پيامبران او (آن شريك) نيز نزد تو مىآمدند و نشانههاى فرمانروايى وقدرتش را مىديدى و افعال و صفاتش را مىشناختى. امّا پروردگار تو، همان گونه كه خود وصف فرموده، خدايى است يكتا كه كسى در فرمان روايىاش با او نستيزد و جاودانه است و هميشه بوده است.
پيش از هر چيز بوده و او را آغازى نيست؛ و پس از هر چيز خواهد بود و او را پايانى نيست. فراتر از آن است كه پروردگارىاش با احاطه دل يا چشم، ثابت گردد. پس اكنون كه اين را دانستى، چنان رفتار كن كه از موجودى چون تو شايسته است، با وجود خُردىِ قدرش و اندكىِ توانش و فراوانىِ ناتوانىاش و بسيارىِ نيازش به پروردگارش، در فرمانبرى از او و بيمناكى از عذاب و خشمش. او تو را جز به نيكى فرمان ندهد و جز از زشتى باز ندارد.
پسر محبوبم! تو را از دنيا و حال آن و نابودى و دست به دست گشتنهايش آگاه كردم، و از آخرت و آنچه براى اهلش در آن فراهم گشته است، خبرت دادم، براى تو از هر دو مَثَلهايى آوردم تا از آنها پند پذيرى و پيروى كنى.
مَثَلِ كسانى كه دنيا را آزمودهاند، مَثَلِ آن گروهى از مسافران است كه در جايگاهى قحطىزده اقامت دارند و مىخواهند به سرزمينى سبز و خُرّم و پُر آب و گياه، كوچ كنند. پس سختىِ راه و جدايىِ دوستان و رنج سفر و ناگوارىِ غذا را تحمّل مىكنند تا به آن سراىِ گشاده كه قرارگاه آنهاست، برسند. پس از هيچ يك از اينها رنجى احساس نمىكنند و آن هزينهها را كه كردهاند، زيان نمىشمرَند و برايشان هيچ چيز خوشتر از آن نيست كه به آن سكونتگاه، نزديكشان سازد و فاصلهشان را با آن جايگاه، كم كند.
و مَثَلِ آنان كه فريفته دنيا شدهاند، مَثَلِ آن گروهى است كه در جايگاهى خرّم و آباد بودهاند و از آنجا به محلّى خشك و بى آب و گياه رخت بر بستهاند. پس براى آنان، چيزى ناخوشايندتر و سختتر از جدايى از جايى كه در آن بودهاند و رسيدن به جايى كه بدان كوچيدهاند و رخت