دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٣ - ١٠/ ١ پيكار پنجشنبه
و تا شب، نبردى بس سخت انجام دادند و جز براى نماز گزاردن، از جنگ دست نكشيدند.
بسيارى از ايشان كشته شدند تا آن كه شباهنگام از هم جدا گشتند، حال آن كه هيچيك را ظفر حاصل نشده بود. صبحگاهانِ فرداى آن روز، على ٧ نماز صبح پنجشنبه را به امامتِ ايشان ايستاد، در حالى كه هوا رو به روشنايى گذاشته بود.
٢٥٥٥. وقعة صِفّين به نقل از جُندَب ازْدى: آنگاه كه صبحگاه پنجشنبه هفتم صفر سال ٣٧ فرا رسيد، على ٧ در تاريكْ روشن سحر نماز گزارْد و هرگز على را نديده بودم كه در چنان هنگامى كه هوا رو به روشنى مىرفت، نماز گزارده باشد.
سپس سپاه را به جانب شاميان روان كرد و به سوى ايشان تاخت و خود، نخستين كسى بود كه يورش بُرد. شاميان چون او را در حال يورش ديدند، با نيروهاى يورش بَرنده خود به رويارويىاش رفتند.
٢٥٥٦. الفتوح در بيان پيكار پنجشنبه: على ٧، زرهِ پيامبر خدا را خواست و آن را بر پوشيد؛ شمشير پيامبر خدا را طلبيد و آن را بربست؛ دستار پيامبر خدا را طلب كرد و بر سر انداخت. آنگاه، اسب پيامبر خدا را فرا خواست و بر آن نشست و [چنين] سخن آغاز كرد:
«الا اى مردم! هر كه امروز جانش را بفروشد، سود خواهد بُرد، كه امروز، روزى است كه روزهاى آينده از آنِ اوست. هَلا! خداى را سوگند، اگر نبود كه حدودِ [شرع] فراموش گردند، حقوقِ [الهى] تباه شوند، و ستمگران چيرگى يابند و انديشه شيطان پيروز گردد، به گشايش زندگى و خوشى آن پشت پا نمىزديم و پاى نهادن در [دلِ] مرگ را بر نمىگزيديم.
هَلا كه زنان به حنا خضاب مىكنند و مردان به خون؛ و صبر، برترين سرانجام كارهاست.