دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١ - ٨/ ٧ روز چهارم نبرد
همراهِ عمّار، زياد بن نضر، سواران را فرماندهى مىكرد. پس عمّار به وى فرمان داد كه با سواران يورش آورَد. وى يورش آورد و سپاهيان با وى نبرد كردند و پايدارى ورزيدند و عمّار [نيز] با پيادهنظام، هجوم بُرد و عمرو بن عاص را از قرارگاهش برانْد.
٢٤٧٥. الأخبار الطّوال: روزى ديگر عمّار بن ياسر، همراهِ سوارانى از عراقيان، به ميدان آمد. عمرو بن عاص [نيز] با سواران يورش آورد، در حالى كه با خود، تكّه پارچهاى سياه رنگ داشت كه بر نيزه كرده بود.
مردم گفتند: اين، پرچمى است كه پيامبر خدا براى وى بست.
على ٧ گفت: «من شما را از داستان اين پرچم خبر مىدهم. اين، پرچمى است كه پيامبر خدا آن را بَست و فرمود:" چه كس اين را چنان كه حق آن است، بر مىگيرد؟".
عمرو گفت: اى پيامبر خدا! حقّ آن چيست؟
فرمود:" [اين است كه] با آن، از هيچ كافرى نگريزى و با هيچ مسلمانى نجنگى".
امّا او با اين پرچم، در دوران زندگى پيامبر خدا، از كافران گريخت و امروز، با مسلمانان مىجنگد».
پس عمرو و عمّار، سراسرِ آن روز را جنگيدند.
٨/ ٧
روزِ چهارم نبرد
٢٤٧٦. تاريخ الطبرى به نقل از قاسم، غلامِ يزيد بن معاويه، در بيان رويدادهاى چهارمين روز جنگ: محمّد بن على و عبيد اللّه بن عمر با دو سپاه بزرگ به ميدان آمدند و به جنگى بس سنگين پرداختند. سپس عبيد اللّه بن عمر، پيكى نزد [محمّد] ابن حنفيّه فرستاد [و پيغام داد براى نبرد تن به تن] به سوى من حركت كن!