دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤١ - ١٣/ ٢ نامه امام به فرزندش حسن در حاضرين
است. چه بسا نزديك است كه از دور، دورتر است؛ و چه بسا دور كه از نزديك، نزديكتر. غريب آن است كه او را دوستى نباشد.
هر كه از حق تجاوز كند، به تنگراهه مىافتد. هر كس به قدر و مرتبه خويش اكتفا كند، منزلتش پايندهتر است. استوارترين رشته پيوند، رابطه ميان تو و خداست. آن كه اعتنايى به تو نداشته باشد، دشمن توست. گاه نوميد ماندن [از چيزى] به منزله يافتن [آن] است، آنگاه كه آز ورزيدن [در آن چيز، به صلاح انسان نباشد و] مايه تباهى گردد. هر عيبى آشكار شدنى و هر فرصتى دست يافتنى نيست. چه بسا بينا كه در راه به خطا مىرود، و چه بسا نابينا كه به مقصد مىرسد.
بدى را به تأخير انداز، كه هر زمان خواهى، توانى در آن شتاب ورزى. پيوند بريدن از نادان، برابر است با پيوستن به دانا. هر كه خود را از روزگار در امان شمارد، روزگار به او خيانت مىكند و هر كه آن را ارج نهد، روزگار خوارش مىسازد. نه چنين است كه هر كه تير بيفكَنَد، بر هدف زند. هر گاه زمامدار دگرگون گردد، زمانه دگرگون مىشود. پيش از [گزينشِ] سفر، هم سفر را بجوى؛ و پيش از [گزينشِ] خانه، همسايه را بپرس. مبادا سخن خندهآور بر زبان رانى، هر چند به حكايت از ديگرى باشد.
از مشاوره با زنان بپرهيز، كه ايشان را رأيى سست و عزمى ناتوان است. زنان را روى پوشيده دار تا چشمشان به مردان [نامحرم] نيفتد، كه سختگيرى در پوشيدگى [و حجاب] بيش از هر چيز آنان را نگاهدارى مىكند. بيرون رفتنِ ايشان [از خانه] بدتر از آن نيست كه فردى را كه به وى اطمينان ندارى، به خانه درآورى. اگر توانى كارى كنى كه جز تو را نشناسد، چنان كن و كارى را فراتر از آنچه كه مربوط به خود اوست، به وى مسپار، كه زن چون گلِ بهارى است نه كفيل دخل و خرج؛ گرامى داشتنش را از اندازه مگذران و او را به طمع ميفكَن، چندان كه براى ديگرى ميانجى شود. از غيرت ورزيدنِ نا به جا بپرهيز كه سبب مىشود زنِ درستكار به نادرستى، و پاك دامن به بدگمانى افتد.
براى هر يك از امر بَرانِ خويش، كارى تعيين كن و او را به همان بگمار، تا هر يك وظيفهاش را به عهده ديگرى نگذارد. خويشانت را گرامى دار؛ زيرا آنان پَر و بال تواند كه با آنها پرواز مىكنى و اصلِ تواند كه به آن باز مىگردى و دست تواند كه با آن حمله مىبَرى. دين و دنيايت را به خدا مىسپارم و از او بهترين سرنوشت را در حال و آينده و دنيا و آخرت، برايت مىطلبم. والسّلام!».[١]
[١]. اين متن در نهج البلاغه و تحف العقول نيز آورده شده؛ ليكن ترجيح داديم كه آن را از كشف المحجّه نقل كنيم؛ زيرا هم جامعتر و كاملتر از آن دو است و هم بهتر است كه خواننده با متون ديگر كتب حديثى نيز آشنا گردد؛ چرا كه در اين دانش نامه، بسيارى از متون را از نهج البلاغه نقل كردهايم.