دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥١ - ١٣/ ٤ وارد شدن به كوفه و آغاز فتنهاى ديگر
فرمانده جنگ، شَبَث بن رِبْعى تَميمى است و امام جماعت، عبد اللّه بن كَوّاء يَشكُرى؛ و پس از پيروزى، كار به شورا برگزار مىشود و بيعت، از آنِ خداى عز و جل است؛ و [در ميان ما] امر به معروف و نهى از منكر [جريان خواهد داشت] ...
چون على ٧ به كوفه درآمد و خوارج از وى جدا شدند، شيعيان نزد او پايدار مانده، گفتند: بر عهده ما بيعتى ديگر باره است. با هر كه تو دوستى ورزى، دوستيم و با هر كه دشمن باشى، دشمنيم.
خوارج گفتند: شما و شاميان، همانند اسبانِ مسابقه، به سوى كفر سبقت گرفتيد. شاميان بر سرِ هر كار خوشايند و ناخوشايند خود، با معاويه پيمان بستند و شما نيز با على بيعت كرديد، بر اين پايه كه دوستارِ دوست او و دشمن با دشمن او باشيد.
پس زياد بن نضر به ايشان گفت: به خدا سوگند، على هرگز دست خويش را به بيعت نگشود و ما با وى بيعت نكرديم، مگر بر پايه كتاب خداى عز و جل و سنّت پيامبر او؛ امّا آنگاه كه شما با وى به مخالفت برخاستيد، شيعيانش نزدش آمدند و گفتند: ما دوستار آن كسيم كه تو با وى دوستى و دشمن آن كسيم كه تو با وى دشمنى. ما نيز چنين هستيم و على بر حق و هدايت است؛ و هر كه با وى مخالفت ورزد، گمراه و گمراهكننده است.