دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٥ - ٩/ ٢٤ پاسخ ابن عباس به عمرو بن عاص
امّا بعد؛ من در ميان [مردمِ] عرب، هيچ كس را كم شرمتر از تو نمىشناسم. خواهشِ نَفْس، تو را به سوى معاويه كشانْد و دين خويش را به بهايى اندك به وى فروختى. سپس به طمعِ اين حكومت، مردم را به اشتباه در [گمراهى و] ظلمتى سخت افكندى و آنگاه كه به نتيجه [ى دلخواهت] نرسيدى، وانمود كردى حرمتگذارِ خون [مسلمان] ها هستى، چنان كه اهل ديانت هستند؛ و خويشتندارىِ پارسايان را از خود نشان دادى. امّا، از اين كار، هدفى جز مهيب جلوه دادنِ جنگ و درهم شكستنِ عراقيان ندارى. اگر اين كار را براى خدا مىكنى، پس مصر را ترك گو و به خانهات بازگرد، كه در اين جنگ، معاويه همچون على نيست.
على، جنگ را به حق آغاز كرد و به حجّت، فرجام بخشيد؛ ولى معاويه آن را با ستم شروع كرد و به زيادهروى كشانيد. شاميان [هم] در اين جنگ، همانند عراقيان نيستند. عراقيان با على كه از ايشان بهتر است، بيعت كردند؛ حال آن كه شاميان با معاويه كه خودشان از او بهترند، دست بيعت دادند. تو و من نيز در اين جنگ، يكسان نيستيم. من خداى را مىخواهم و تو مصر را. پس اگر در پىِ شرّى، ما بر تو پيشى نمىگيريم؛ و اگر در پىِ خيرى، بر ما پيشى نمىگيرى.
سپس فضل بن عبّاس بن عُتْبه را فرا خواند و گفت: اى پسر عمو! عمرو بن عاص را پاسخ گو.
وى [در ابياتى] گفت:
اى عمرو! از نيرنگ و ترديدافكنى، دست بردار و [دنبال كار خويش] رو
كه تو را در بيرون شدن از [راهِ] هدايت، درمانى نيست؛
جز ضربههاى پياپى نيزه در گلوگاههايتان
و ضربتهاى پُرشتاب كه پوست سر را مىشكافند.
اين است آنچه در هر نبردى، براى شما فراهم كردهايم
مگر آن كه از على و ابن عبّاس پيروى كنيد.
امّا على؛ آن است كه خدا او را برترى بخشيده
چندان كه شرافتى برتر از همه مردم يافته است.
خداوند بر تو [حكومتِ] مصر را مبارك ندارد كه برايت شرّ در پى آورد
و بهره تو از آن، جز جرعهاى نيست.