دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢١ - ٣/ ٥ شكيبايى امام بر آزار خوارج و مدارا با ايشان
على ٧ همراهِ [ديگر] مردم به كوفه درآمد و ايشان در حَروراء فرود آمدند. على ٧، عبد اللّه بن عبّاس را نزد ايشان فرستاد. پس وى بازگشت بى آن كه كارى كند. سپس على ٧ نزد آنان رفت و با ايشان سخن گفت، چندان كه ميانشان خشنودى تحقّق يافت و به كوفه درآمدند.
پس مردى نزد على ٧ آمد و گفت: همانا مردم مىگويند كه تو، به درخواست ايشان، از كفر خود بازگشتهاى!
آنگاه، على ٧ در هنگام نماز ظهر، با مردم سخن گفت و از آن شايعه ياد كرد و آن را زشت شمرد. پس خوارج از هر گوشه مسجد پراكنده شدند و گفتند: حكم، تنها از آنِ خداست!
مردى كه دو انگشت خود را در گوشهايش فرو برده بود، پيشاپيش امام ٧ ايستاد و اين آيه را خواند: «همانا به تو و آنان كه پيش از تو بودهاند، وحى شد كه اگر شرك ورزى، كارت تباه خواهد شد و از جمله زيانكاران خواهى بود».
على ٧ [در پاسخش اين آيه را تلاوت] فرمود: «شكيبا باش، كه وعده خدا حق است؛ و مبادا آنان كه يقين ندارند، تو را بى ثبات كنند!».
٢٦٨٢. امام صادق ٧: على ٧ در حال گزاردنِ نماز صبح بود. ابن كوّاء كه پشت سر او بود، [اين آيه را] قرائت كرد: «و همانا به تو و آنان كه پيش از تو بودهاند، وحى شده كه اگر شرك ورزى، كارت تباه خواه شد و از جمله زيانكاران خواهى بود».
على ٧ به احترام قرآن، سكوت ورزيد تا وى از قرائت آيه فراغت يافت. سپس به قرائت نماز ادامه داد.
ديگر بار ابن كوّاء همان آيه را خواند و على ٧ نيز سكوت ورزيد و پس از آن، به قرائت نماز ادامه داد.
پس ابن كوّاء بار ديگر آن آيه را خواند. على ٧ سكوت كرد و آنگاه گفت: «شكيبا باش، كه وعده خداوند حق است؛ و مبادا آنان كه يقين ندارند، تو را بىثبات سازند!». سپس قرائت سوره را اتمام بخشيد و ركوع گزارد.
٢٦٨٣. مُرُوج الذّهب به نقل از صَلْت بن بهرام: چون على ٧ به كوفه درآمد، حَروريه او را كه بر منبر بود، ندا دادند: از آن آشوب، بىتاب شدى و به داورى رضايت دادى و خوارى را پذيرفتى. حكم، تنها از آنِ خداست. و على ٧ مىگفت: «در انتظار حكم خدا درباره شما هستم».