منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٦
آسمان و زمين خبر مى دهد و اين علم و دانش را از پدران خود تا رسول خدا به ارث برده است.
مرد شامى گفت: از كجا اين سخن را تصديق كنم و بپذيرم؟
هشام گفت: هم اكنون هر چه خواهى از او بپرس.
امام صادق (عليه السلام) رو به او كرد و فرمود: مى خواهى از جزئيات مسافرتت تا اينجا خبر دهم پس از اين كه همه را خبر داد، مرد شامى امامت آن حضرت را تصديق كرد و ايمان آورد.[١]
٦. سليمان بن حفص مى گويد: بر امام هفتم وارد شدم براى اين كه از آن حضرت بپرسم امام بعد از شما كيست. پيش از اين كه من سؤال را مطرح كنم حضرت فرمود: اى سليمان! پس از من فرزندم على، وصى و جانشين من و حجت خدا بر مردم است.[٢]
٧. حمزة بن جعفر مى گويد: يكسال حضرت رضا (عليه السلام) و هارون الرشيد هر دو به حج آمده بودند يك روز در مسجدالحرام بوديم هارون از يك درب خارج شد وحضرت رضا (عليه السلام) از درب ديگر، و من خدمت آن حضرت بودم اشاره به هارون كرد و فرمود: چقدر خانه او دور است و ملاقات نزديك سپس فرمود: طوس، طوس، اى طوس به زودى بين هارون و من جمع خواهى كرد.[٣]
و بدين ترتيب از اين كه محل دفن هر دوى آنها در خراسان خواهد بود
[١] همان كتاب:٥/٣٣٦ به نقل از كافى وارشاد مفيد و اعلام الورى طبرسى و احتجاج طبرسى.
[٢] همان كتاب:٥/٥٠٨ به نقل از عيون اخبار الرضا.
[٣] همان كتاب:٦/٧٧ به نقل از عيون اخبار الرضا.