منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤٦
(...إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللّهُ لَهُمْ...) .[١]
«اگر درباره آنان هفتاد بار طلب آمرزش نمايى خداوند آنان را نخواهد بخشيد».
(سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللّهُ لَهُمْ...).[٢]
«مساوى و برابر است درباره آنان طلب آمرزش بنمايى يا ننمايى، خداوند آنان را نخواهد بخشيد».
(وَلَمّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قالُوا يا مُوسَى ادْعُ لَنا رَبَّكَ بِما عَهِدَ عِنْدَكَ لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَلَنُرسِلَنَّ مَعَكَ بَنى إِسْرائيلَ).[٣]
«وقتى عذاب، آل فرعون را فرا گرفت، به موسى گفتند روى عهدى كه با خدا دارى (وعده داده است كه دعاى تو را مستجاب كند) براى ما دعا كن، اگر (با دعاى) خود عذاب را برطرف كردى به تو ايمان مى آوريم و بنى اسرائيل را همراهت روانه مى كنيم».
در اين جا گنهكارانى از «موسى بن عمران (عليه السلام) » درخواست دعا مى كنند و به گواهى جمله (بِما عَهِدَ عِنْدَكَ)آنان مى دانستند كه خداوند با موسى چنين عهدى دارد.
اگر جمله (أُدْعُ لَنا رَبَّك) كه در آغاز آيه وارد شده است نبود، جاى احتمال ديگرى باقى بود، وآن اين كه آنان از «موسى(عليه السلام) » برطرف كردن خود عذاب را مى خواستند و در او چنين قدرتى را سراغ داشتند كه در اين صورت اين آيه از دلايل قسم سوم (سؤال از احيا، و اين كه صحيح است از پيامبران امور خارق العاده اى خواسته شود كه به قدرت الهى انجام دهند)، به شمار مى رفت
[١] توبه/٨٠.
[٢] منافقون/٦.
[٣] اعراف/١٣٤.