منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦٧
اين كه مى گوييم فعلى نمى دانند نه به اين معنى كه در كانون وجود آنان چنين علم و آگاهى نيست بلكه به اين معنى كه بهره گيرى از اين علم و آگاهى، به توجه و خواست، و به تعبير روايات، به مشيت آنان نياز دارد در هر موردى كه بخواهند مى توانند از پس پرده غيب آگاهى فعلى پيدا كنند، مرحوم ثقة الإسلام كلينى در كتاب اصول كافى بابى تحت اين عنوان دارد:
«انّ الأئمّة إذا شاؤوا أن يعلموا علموا».[١]
«امامان هر موقع بخواهند بدانند مى دانند».
و سپس سه روايت به مضمون عنوان باب نقل مى كند كه در اينجا به نقل يكى از آنها اكتفا مى شود. امام صادق (عليه السلام)فرمود:
«انّ الإمام إذا شاء أن يعلم علم ».
«امام هر موقع بخواهد بداند مى داند».
بنابراين احاديث، آگاهى پيامبر و امام بسان كسى است كه نامه اى همراه داشته باشد هرگاه بخواهد از محتويات نامه آگاه گردد، مى تواند در نامه را باز كند و بخواند و در مواردى كه پيامبر و امام هدف تير حوادث ناگوار و مصايب، قرار مى گرفتند به خاطر مصالحى نخواسته اند به علمى كه در كانون وجود آنان بوده توجه كنند و مصلحت الهى اقتضا مى كرده كه در اين موارد از اختيار خود استفاده ننمايند.[٢]
[١] اصول كافى:١/٢٥٨.
[٢] اين پاسخ مخصوص مواردى است كه دليل قطعى بر آگاهى فعلى امام، در دست نباشد بنابراين موضوع نهضت و قيام حضرت حسين بن على (عليهما السلام) كه با آگاهى كامل، به سوى بستر شهادت روانه گرديد از قلمرو اين پاسخ خارج است.