منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤١
بنابراين، تمام افراد بشر حتى آن دسته از بشرهاى كامل كه يك نوع صاحب ولايت و تسلط بر جهان و انسان دارند، از نظام كل گيتى بهره مند بوده و هرگز جانشين هيچ يك از وسايط فيض مادى و معنوى نمى گردند، ولى اين كار، مانع از آن نيست كه اين گروه گاهى روى يك سلسله مصالح كلّىِ دور از هوى و هوس، مبدأ كرامات و تصرفاتى در جهان گردند و به اشاره غيبى در جهان خلقت، تصرفاتى انجام دهند.
٢. حد و مرز تسلط انسان كامل بر قلوب و ارواح، بر انسان وجهان، براى ما كاملاً روشن نيست وهرگز نمى دانيم كه تا چه اندازه بر جهان حكومت دارند وما چون از اين مراحل دور هستيم هرگز نمى توانيم قدرت و تسلط آنها را به طور دقيق اندازه گيرى كنيم، امّا به طور كلى وحى خبر داده كه آنها داراى علم الكتاب و مجارى فيض الهى مى باشند و اين وضع براى آنها جزو سنت الهى است.
٣. از آنجا كه دارندگان چنين قدرت و تسلطى، بر اثر عللى كه يكى از آنها بندگى و تسليم محض است، به اين مقام رسيده اند طبعاً در گفتار و كردار خود از هر نوع هوى و هوس بدور خواهند بود، انگيزه آنان براى چنين تصرفاتى يك عدّه امور معنوى و مصالح كلى مى باشد، از اين جهت آنچنان نيست كه هر چه ما از آنها بخواهيم آنان انجام دهند. كرامات آنان به خاطر يك رشته مصالح (بيشتر ارشاد واصلاح) انجام مى گيرد و هرگز آنچنان نيست كه اولياى الهى پيوسته پديد آرندگان اعجاز و صاحبان كرامت باشند، بلكه آنان به اذن الهى، در زمينه هاى خاصى دست به اعجاز و كرامت مى زنند وآيات قرآن بر اين مطلب در موارد بى شمارى گواهى مى دهد.