منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢٣
سعى و كوشش آنان در راه خداست وجود ندارد، چگونه با محصول كار فردى شخص ديگرى مى تواند تقرب بجويد؟
در اين باره رفاعى مى نويسد:
«فما دمتم تعلمون أنّ كلّ هذه المكانة والحرمة متأتية له من سعيه ومتأكّدون أنّ سعيه له وليس لكم فيه من حقّ، فكيف إذاً متوسّلون إلى اللّه بجاه لا تملكونه وحرمة ليس لكم أيّة علاقة ومكانة اختصّه اللّه بها وليس لكم منها مثقال ذرّة».[١]
«شما كه مى دانيد اين مقام و احترام معلول كوشش اوست و شما در آن حقى نداريد، چگونه به مقامى متوسل مى شويد كه در اختيار شما نيست؟ مقامى كه خدا آن را مخصوص برخى ازبندگان خود كرده است».
وى سپس براى تأييد گفتار خود، از شارح «عقايد طحاويه» جمله اى را نقل كرده است كه مضمون هر دو يكى است. اينك جمله او:
«لا مُناسبة بين ذلك أي صلاح المتوسل به وبين استجابة الدُّعاء فكأنّ المتوسّل يقول: لكون فلان من عبادك الصالحين أجِب دعائي».
«مناسبت وارتباطى ميان مقام شخص مورد متوسل و پذيرفته شدن دعاى انسان نيست، فرد متوسل مى گويد: چون فلانى ازبندگان صالح تو است پس دعاى مرا بپذير».
پاسخ
از اين كه دليل آنان را به صورت گسترده نقل كرديم معذرت مى طلبيم و
[١] التوصل إلى حقيقة التوسل، ص ١٨١.