منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥٢
است كه فاعل در انجام آنها مستقل نباشد بلكه در پرتو فاعل و نيروى مستقلى انجام مى گيرد.
بنابراين هيچ مانعى ندارد كه خداوند به اولياى خود قدرت بر انجام كارهاى خارق العاده كه از قدرت بشر عادى بيرون است مرحمت بفرمايد وما نيز از آنان بخواهيم كه اين گونه كارها را انجام بدهند. قرآن با صراحت هر چه كاملتر به «حضرت مسيح (عليه السلام) » مى گويد:
(...وَتُبْرِئُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ بِإِذْنِى وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوتى بِإِذْنِى...).[١]
«تو به اذن من نابينا و مبتلا به بيمارى برص را شفا مى دهى و مردگان را به اجازه من زنده مى كنى».
مجموع اين آيات گواه بر آن است كه اولياى الهى داراى چنين قدرت ها بوده اند و درخواست كارهاى خارق العاده از آنها يك امر رايجى بوده است و قرآن نيز به صحت چنين درخواست هايى گواهى مى دهد.
صورت چهارم و پنجم
تا اين جا حكم هر سه صورت از قسم «سؤال از احيا» از نظر قرآن روشن گرديد و ديديم كه آيات قرآنى با صراحت هر چه كاملتر بر صحت آن، نظر دارند.
اكنون وقت آن رسيده است كه حكم دو صورت باقيمانده را كه هر دو مربوط به سؤال از ارواح مقدسه است، از نظر ادله قرآن وحديثى روشن سازيم; مسئله اى كه امروز مطرح است، اين دو سؤال است، زيرا مسلمانان
[١] مائده/١١٠.