منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٥١
اشعار را از چه كسى دريافت كرده است، ولى وقتى وى فرزند خانواده زبير شد، قهراً از سروده مادر بزرگ خويش در سوك پيامبر، از طريق آن خانواده آگاه خواهد بود وصحت و سقم آن را از ديگران بهتر خواهد دانست و بسيار بعيد است كه وى بدون تحقيق، از زبان جدّ مادرى خود چنين شعرى را نقل كند، لابد اين شعر ميان خانواده معروف بوده است و از اين جهت واسطه خود را به مادر ذكر نكرده است.
امّا اگر ابن هشام سروده صفيه را در سيره خود نياورده است، ضررى به مطلب نمى زند، زيرا او تنها سروده حسان بن ثابت را در سيره خود آورده است، در صورتى كه قرايح عربى در چنين مصيبتى ساكت ننشستند و اشعار فراوانى در سوك پيامبر سرودند، به گواه اين كه «عاتكه دختر صفيه» سروده اى دارد كه «ابن سعد» آن را در «طبقات» ج ٤، ص ٣٢ ، چاپ بيروت، آورده است، ولى ابن هشام به آن اشاره اى نكرده است.
٣. استدلال با احاديث
حديث يكم: حديث عثمان بن حنيف
نابينايى بر اثر توسل به پيامبر رحمت بينايى خود را باز يافت:
«إنّ رجلاً ضريراً أتى إلى النَّبيّ (صلى الله عليه وآله وسلم) فقالَ ادعُ اللّه أنْ يُعافِيَني فقال: إن شئْتَ دَعَوْتُ وَإنْ شِئْتَ صَبَرْتَ وَهُوَ خَيْرٌ قال فادعُهُ، فأمَرَهُ أن يتَوضَّأ فَيُحْسِنَ وُضُؤهُ وَيُصَلِّي رَكْعَتينِ وَيَدْعُوَ بِهذا الدُّعاء:
اللّهمّ إنّي أسألُكَ، وأتوجّهُ إليكَ بِنَبيّكَ مُحَمَّد نَبِي الرَّحْمَة يا مُحَمَّد إنّي