منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤٨
بنابراين چه بهتر ما نيز از شيوه خداپسندانه اين گروه پيروى كنيم و براى افراد با ايمان پيوسته طلب آمرزش نماييم.
تا اين جا حكم دو صورت از صورتهاى پنجگانه درخواست حاجت از غير خدا از مدارك قرآنى روشن گرديد واز سه صورت مربوط به سؤال از احيا، يك صورت باقى ماند كه اكنون مورد بررسى قرار مى گيرد.
صورت سوم
از يك فرد زنده به انديشه آن كه قدرت بر امور «خارق عادت» دارد، استمداد مى نماييم كه كارى را از غير مجراى طبيعى، انجام دهد; مثلاً از طريق اعجاز، بيمارى را شفا بخشد، چشمه سارى را جارى سازد و....
برخى از نويسندگان اسلامى اين نوع درخواست را به صورت دوم، باز مى گردانند و مى گويند مقصود اين است كه از خدا بخواهد كه خداوند مريض او را شفا دهد، قرض او را ادا نمايد و...; زيرا اين نوع كارها، كار خدا است و چون وسيله آن دعاى پيامبر و امام است، از اين جهت مجازاً كار خدا به دعا كننده استناد داده مى شود.[١]
ولى آيات قرآن به روشنى گواهى مى دهند كه درخواست چنين حاجتى از پيامبران صحيح است، و مجازگويى نيست، يعنى جداً مى خواهيم كه معصوم كرامت كند و يا از در اعجاز وارد گردد و بيمار صعب العلاج ما را شفا بخشد.
درست است كه قرآن شفا را به خدا نسبت مى دهد و مى گويد:
[١] كشف الارتياب، ص ٢٧٤ وى اين سخن را در بخش درخواست حاجت از ارواح مقدسه مطرح كرده است و طبعاً درباره احيا نيز اين نظر را خواهد داشت.