منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٧
«ما را باز گردانيد تا عمل صالح انجام دهيم ما به حقيقت ايمان داريم».
آيا صحيح است كه امت، از وضع خود آگاه بوده و سر به زير افكنده و آرزوهايى بنمايد امّا پيامبران كه مدتها با امتهاى خود زندگى كرده اند، از خود، هر نوع آگاهى را به طور حقيقى سلب نمايند.
با توجه به اين، مفاد آيه روشن است و متوجه مى شويم كه با آيات مربوط به آگاهى پيامبر از غيب اختلافى ندارد.
آيه هشتم
(ما كانَ لِىَ مِنْ عِلْم بِالْمَلإَ الأَعْلى إِذْ يَخْتَصِمُونَ* إِنْ يُوحى إِلَىَّ إِلاّ أَنّما أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ) .[١]
«هرگز من از مذاكره بزرگان جهان بالا، هنگامى كه مجادله مى كردند آگاه نبودم، به من وحى نمى شود جز اين كه بيم رسان آشكارى هستم».
مقصود مذاكره و مخاصمه فرشتگان است، درباره آفرينش انسان كه در سوره بقره به طور روشن بيان گرديده است و فشرده مذاكره اين بود، كه آيا در روى زمين خليفه اى قرار مى دهى كه فساد كند و ما تو را تقديس و تسبيح مى كنيم....[٢]
آياتى كه پس از دو آيه مورد بحث وارد شده است، به گونه اى اين مطلب را تأييد مى كند زيرا در آنها، سرگذشت خلقت آدم و سجده فرشتگان و امتناع شيطان، وارد شده است[٣] از اين جهت مى توان گفت: مقصود، مذاكره
[١] ص/٦٩ ـ ٧٠.
[٢] بقره/٣٠ـ ٣٣.
[٣] ص/٧١ـ ٨٥.