منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٤٦
حالى كه نهى او از مورد خاصى بوده است؟
توجيه دوم
ممكن است گفته شود نهى پيامبر از چنين سوگند، نهى تنزيهى است، زيرا به گواه احاديث گذشته كه پيامبر بر پدران افراد مشكوك سوگند ياد مى كردند، بايد نهى را، حمل بر كراهت نمود و با آن تفسير كرد.
توجيه سوم
مقصود از نهى از سوگند بر پدر، قسم در مقام داورى و فصل خصومت است، زيرا به اتّفاق علماى اسلام براى فصل خصومت، جز سوگند به خدا و صفات او كه اشاره به ذات دارد هيچ سوگندى كافى نيست.
بنابراين نهى پيامبر، «نهى ارشادى» خواهد بود، نه مولوى و هدف آگاه كردن مسلمانان از اين كه چنين سوگندى نه منعقد مى شود و نه شكستن آن كفاره دارد، و نه فصل خصومت با آن انجام مى گيرد.
در احاديث شيعه صريحاً اين موضوع وارد شده است. اميرمؤمنان على(عليه السلام) مى فرمايد:
«إذا قال الرّجل: أقسمت أو أحلفْتُ فليسَ بشىء حتّى يَقُولَ أقسمتُ بِاللّهِ أو حَلَفْتُ باللّهِ».[١]
«وقتى كسى گفت سوگند ياد كردم كافى نيست، تا بگويد به خدا سوگند».
[١] وسائل الشيعة:١٦/١٤٢، كتاب الإيمان.