منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٦٧
صلاح و پاكى او را از بزرگترين بيوگرافى نويس در اسلام، يعنى «ابن سعد»، صاحب «الطبقات الكبرى»، معروف به «كاتب واقدى»، متولد ١٦٨ و متوفاى سال ٢٣٠ در بغداد استفسار مى كنيم. وى در حال او چنين مى نويسد:
عطيه فرزند سعد در دوره حكومت على ديده به جهان گشود، پدر وى او را نزد امام آورد و درخواست كرد كه نامى براى او انتخاب كند. امام فرمود:«هذا عَطيّة اللّه...».
وى از كسانى بود كه با گروهى بر ضدّ حكومت حجاج قيام نمود و پس از شكست به سرزمين فارس گريخت. حجاج به فرماندار خود محمد بن قاسم نامه نوشت كه عطيه را دعوت كن تا على را لعن كند و اگر زير بار نرفت بدن او را با چهارصد تازيانه نوازش بده و سر و صورت او را بتراش. فرماندار عطيه را خواست ونامه حجاج را برايش خواند، امّا او حاضر به سب على نشد و فرمان حجاج در حقّ او اجرا گرديد.
وى پس از مدتى در دوران فرماندارى«قتيبه» به خراسان رفت تا وقتى عمر بن هبيره زمام امور را در كوفه به دست گرفت، وى با كسب اجازه وارد كوفه شد، و در همان جا بسر برد تا اين كه در سال ١١١ درگذشت....
سپس مى گويد:
«وكان ثقة إن شاء اللّه وله أحاديثُ صالحة ومن الناس من لا يحتجّ به».[١]
«او مورد اعتماد بود وناقل احاديث نيكى نيز بود. برخى از مردم با حديث او احتجاج نمى كنند».
[١] طبقات، ابن سعد:٦/٢١٢ و٢١٣ طبع ليدن سال ١٣٢٠ قمرى.