منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٥
مجيد آمده است به همين معنى است وحتى در همان سه آيه اى كه معترض به آنها استدلال كرده است (آيه ٤٤ آل عمران، ٤٩ هود و ١٠٢ يوسف) باز لفظ غيب به معنى امور پوشيده از حواس است. در آن سه آيه مقصود داستان نوح و يوسف و مريم است كه مردم از اين داستانها به طور كامل و صحيح اطلاع نداشتند و از آنها پوشيده بود و به وسيله وحى اين داستانها براى مردم بازگو شد و در حقيقت وحى وسيله رسيدن به غيب است نه اين كه غيب به معنى وحى باشد.
شما در تمام قرآن مجيد يك مورد پيدا نمى كنيد كه غيب به معنى وحى باشد اينك نمونه هايى از نظرتان مى گذرد:
١. (...إِنّى أَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَالأَرْضِ...) .[١]
«از غيب هاى آسمانها و زمين آگاهم».
٢.(وَعِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ...) .[٢]
«نزد خداوند است كليدهاى غيب».
٣. (...أَنْ لَوْ كانُوا يعَْلَمُونَ الْغَيْبَ ما لَبِثُوا فِى الْعَذابِ الْمُهينِ) .[٣]
«اگر پرى ها، از غيب خبر داشتند در عذاب خوار كننده درنگ نمى كردند».[٤]
ثالثاً: مقصود از غيب در جمله (عالم الغيب)مطلق امور پوشيده ازحس است نه خصوص وحى الهى مانند قرآن زيرا در آيه پيش از مورد بحث،
[١] بقره/٣٣.
[٢] انعام/٥٩.
[٣] سبأ/١٤.
[٤] بقيه آياتى را كه لفظ غيب در آنها ذكر شده است در المعجم المفهرس ملاحظه فرماييد.