منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٣٧
أحيا الإلهُ به البِلادَ فأصبَحَتْ، *** مُحْضَرَّةَ الأجنابِ بَعْـدَ اليَـأس.
ولمّا سُقى النّاس طفقوا يتمسَّحون بالعباس ويقولون هنيئاً لك ساقي الحرَمَين».[١]
«در سال رماده وقتى قحطى به اوج رسيد، عمر به وسيله عباس طلب باران نمود، خداوند به وسيله او آنان را سيراب كرد، و زمين ها سرسبز گرديد، پس عمر رو به مردم كرد وگفت به خدا سوگند عباس وسيله ما است به سوى خدا و مقامى نزد خدا دارد«حسان بن ثابت» در اين مورد اشعارى سرود و گفت:
پيشوا، هنگامى كه قحطى شديد همه جا را فرا گرفته بود درخواست باران نمود،
آنگاه ابر آسمان به نوارنيت عباس مردم را سيراب كرد،
عباس كه عموى پيامبر و همتاى پدر پيامبر است،
مقام و منزلت را از او به ارث برده است،
خداوند به وسيله او سرزمين ها را زنده كرد،
همه جا پس از نوميدى سرسبز گرديد.
ووقتى آب باران همه جا را گرفت، مردم با مسح دست بر بدن عباس تبرك مى جستند و مى گفتند آفرين بر تو اى ساقى دو حرم».
ملاحظه اين قطعه تاريخى كه قسمتى از آن نيز در (صحيح بخارى) وارد شده است، ما را به تفسير آيه واقف مى سازد وآن اين كه يكى از مصاديق
[١] اسد الغابه:٣/١١١،ط مصر.