منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٧
عصاى خود را بر سنگى بزن، ناگهان دوازده چشمه از آن بيرون آمد و همه تيره هاى بنى اسرائيل آبشخور خود را دانستند».
اين تنها موردى نيست كه موسى با زدن عصاى خود، چنين كار خارق العاده اى انجام مى دهد. بلكه او در جاى ديگر با كوبيدن عصاى خويش، آب دريا را دو نيم مى كند وكف دريا نمايان مى گردد و بنى اسرائيل به آسانى مى توانند از وسط دريا عبور نمايند، چنان كه مى فرمايد:
(فَأَوحَيْنا إِلى مُوسى أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَكانَ كُلُّ فِرْق كَالطَّودِ الْعَظيِمِ) .[١]
«به موسى وحى كرديم كه عصاى خويش را بر دريا بزن، دريا شكافت، هر قسمتى از آن بسان كوه بزرگى درآمد».
اكنون بايد دقت كرد كه آيا اين كارهاى خارق العاده مستقيماً كار خدا است؟ اگر چنين است پس چرا به موسى دستور مى دهد كه عصاى خود را بر سنگ و دريا بزند؟ اگر اراده و خواست موسى در اين پديده ها كوچكترين تأثيرى ندارد چرا به او فرمان مى دهد چنين كار لغوى را انجام دهد؟ بلكه كافى است كه او دعا كند و خدا دعاى او را در مورد رفع تشنگى وعبور بنى اسرائيل، با انفجار كوه وشكافته شدن دريا، مستجاب سازد.
در صورتى كه مى بينيم خداوند پس از دعا و درخواست موسى به او مأموريت مى دهد كه عصاى خويش را بر سنگ و دريا بكوبد. از اين جا استفاده مى شود كه علل كار، اراده و خواست و يا به عبارت بهتر: معنويت موسى است كه او را بر چنين كارى قادر ساخته است، و امّا اينكه چرا موسى از
[١] شعراء/٦٣.