منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٠
يا اينكه عامل اين كار ـ بسان ميليونها كارهاى ديگر كه بشرهاى عادى با قدرت الهى انجام مى دهند ـ خود آنها مى باشند; چيزى كه هست آنان اين قدرت را از قرب الهى به دست آورده و با اراده نافذ خود عامل اين نوع كارهاى خارق العاده مى باشند؟ ظاهر آيات سه گانه نظر دوم را تأييد مى كند زيرا:
اوّلاً: سليمان از آنان مى خواهد كه اين كار را انجام دهند و آنان را بر اين كار قادر و توانا مى داند.
ثانياً: شخصى كه گفت: من تخت بلقيس را پيش از آنكه سليمان از جاى خود برخيزد حاضر مى كنم، خود را با جمله زير توصيف كرد و گفت: (وَانّى عَلَيهِ لَقَوِىٌّ أَمِين): «من بر اين كار، قادر و توانايم و به خود اطمينان دارم».
هرگاه وجود اين شخص و اراده او در اين كار مؤثر نباشد و نقش او همان نقش يك بازيگر صحنه تئاتر باشد، ديگر دليلى ندارد كه بگويد: «من بر اين كار قادر و امين هستم».
ثالثاً: دومى گفت: من آن را در اندك زمانى (يك چشم به هم زدن) مى آورم و اين كار خارق العاده را به خود نسبت داد گفت: «آتيك: مى آورم».
اگر بنا بود كه قرآن به اين حقيقت تصريح كند كه نفوس اوليا و اراده و خواست آنان و ديگر شخصيتهاى بزرگ، در ايجاد معجزه ها وكرامات و تمام خارق العاده ها مؤثر است، روشن تر از اين چگونه بگويد تا شكاكان زمان آن را بپذيرند و تأويل نكنند.
رابعاً: خداوند علت توانايى دومى را بر اين كار شگفت آور آشنايى او به علم كتاب مى داند، دانشى كه از اختيار افراد عادى خارج است و از علومى است كه مخصوص بندگان خدا مى باشد، و ارتباط با چنين دانشهايى