منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٧
همچنين است بسيارى از آيات اين سوره.
تكليف بدون شناسايى ممكن نيست
خداوند به پيامبر گرامى دستور مى دهد كه با كافران و منافقان بجنگد و از گفتار و نظر آنان پيروى نكند آنجا كه مى فرمايد:
١. (يا أَيُّهَا النَّبِىُّ جاهِدِ الْكُفّارَ وَالْمُنافِقينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ...) .[١]
«اى پيامبر با گروه كافر و منافق نبرد كن و شدت عمل به خرج بده».
٢. (وَلا تُطِعِ الْكافِرينَ وَالْمُنافِقينَ وَدَعْ أَذاهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَياللّهِ...).[٢]
«گروه كافر و منافق را اطاعت مكن و آزار آنان را واگذار و بر خدا توكل كن».
آيا امكان دارد كه خداوند به پيامبر دستور نبرد و شدت عمل، نسبت به منافقين، بدهد ولى پيامبر آنها را نشناسد. از طرفى بگويد مطيع آنان مشو از طرفى آنها را پيامبر تا آخر عمر مخفى وپنهان سازد. از اين بيان نتيجه مى گيريم كه اخفاء نفاق برخى از منافقان، موقت بوده نه دايمى.
قرآن به پيامبر دستور مى دهد كه بر گروه منافق نماز نگزارد و بر كنار قبر آنان توقف نكند چنان كه مى فرمايد:
(وَلاتُصَلِّ عَلى أَحَد مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً وَلا تَقُمْ عَلى قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللّهِ وَرَسُولِهِ) .[٣]
[١] توبه/٧٣.
[٢] احزاب/٤٨.
[٣] توبه /٨٤.