منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠٤
سپس اين دو بيت را متذكر مى شود:
تعصي الإلهَ وأنت تظهر حبَّه *** هذا محالُ في الفعال بديع
لو كان حبُّك صادقاً لأطعته *** انّ المحبّ لمن يحب مطيع[١]
آيا به دوست داشتن خدا تظاهر مىورزى در حالى كه با او مخالفت مى كنى، اين براستى در زندگى كار شگفت آورى است.
اگر به راستى اورا دوست مى داشتى از او اطاعت مى كردى، زيرا انسان دلداده، از محبوب خود اطاعت مى كند.
بنابراين اگر پيامبر مودت اهل بيت را درخواست كرده نه به خاطر اين است كه خود او از آن بهره مند گردد بلكه براى اين است كه جامعه اسلامى از اين طريق به كمال مطلوب برسد، زيرا ارتباط با مبدأ كمال و مراوده، و در نتيجه مهر ورزيدن به آنها همه و همه، پديد آرنده رستگارى در دوجهان است و لذا در آيه دوم فرمود: (قل ما سألتكم من أجر فهو لكم) .
وبه يك معنى دوست داشتن اهل بيت يك نوع اتخاذ سبيل به سوى خداست، مهرورزى به آنان كه ملازم با پيروى از فرمانها و دستورهاى آنهاست، راهى است به سوى خدا، واگر در آيه ديگر فرمود: (إلاّ من شاء أن يتّخذ إلى ربّه سبيلاً) اين سبيل مى تواند به مهرورزى منطبق شود.
چه نيكو مى گويد شاعر اهل بيت:
موالاتهم فرض، وحبُّهم هُدى *** وطـاعتُهـم وُدّ، ووُدّهـم تقـوى
دوست داشتن آنان فريضه، مهر ورزيدن مايه هدايت، اطاعت آنان،
[١] سفينة البحار، ماده «حبّ».