منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١٥
دلايل قابل توجه نويسنده كتاب «التوصل» همين دو آيه است كه به تفسير و توضيح آنها پرداختيم ولى وى بسان تمام نويسندگان وهابى، آسمان و ريسمان را به هم وصل كرده و با يك مشت مطالب واهى و سست، كه برخى چكيده انديشه هاى «ابن تيميه» و برخى ديگر از «محى الدين عربى» نقل شده است، استدلال كرده است كه بعضى را به عنوان نمونه يادآور مى شويم:
خيالبافى به جاى واقع گرايى
«ابن تيميه» به نقل كتاب «التوصل إلى حقيقة التوسل» به جاى واقع گرايى، يك دليل واهى از جانب طرفداران «توسل» ساخته و سپس به انتقاد از آن پرداخته است، در صورتى كه هيچ يك از انديشمندان اين مكتب به چنين دليل سستى تمسك نجسته اند تا وى در صدد انتقاد از آن برآيد. وى به حكم «خود مى كشى، خود تعزيه مى خوانى»در يك جهان خيالى، سير مى نمايد و دليلى را فرض مى كند و به جنگ آن مى رود و مؤلف كتاب «التوصل» نيز آن را به صورت يك سؤال و جواب حقيقى مطرح مى كند. اينك، آن دليل واهى را كه به صورت پرسش و پاسخ مطرح شده است متذكر مى گرديم.[١]
سخنى از «ابن تيميه»:
مردى از ابن تيميه درباره دو نفرى كه مناظره مى كردند، سؤال كرد و گفت:يكى از دو مناظر مى گويد:
«لابدّ لنا من واسطة بيننا وبين اللّه فإنّا لا نَقدر أن نصل بغير ذلك».
«بايد ميان ما و خدا واسطه اى باشد، زيرا ما بدون واسطه به خدا نمى رسيم».
[١] التوصل الى حقيقة التوسل:٩٧١،