منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٤
و در اين موضوع به اندازه اى تند رفته اند كه عفت كلام مانع از نقل سخنان آنان است، خلاصه گفتار آنان اين است كه:
پيامبر اسلام و ديگر پيامبران و فرشتگان و اولياى در روز رستاخيز حق شفاعت دارند ولى بايد شفاعت را از مالك شفاعت و اذن دهنده آن كه خداوند باشد، خواست وگفت: «پروردگارا! پيامبر و ديگر بندگان صالح خود را شفيعان ما در روز قيامت قرار بده»، ولى ما حق نداريم بگوييم:«اى پيامبر خدا! از تو مى خواهيم در حق من شفاعت بنمايى»; زيرا شفاعت چيزى است كه جز خدا كسى بر آن قادر نيست.
وهابيها با دلايل پنجگانه اى درخواست شفاعت از شافعان راستين را تحريم كرده اند. ما پيش از آن كه دلايل آنان را رسيدگى كنيم خود مسأله را از نظر كتاب و سنت و عقل مورد بررسى قرار داده از خدا مى خواهيم كه ما را در اين بحث از انديشه هاى ناروا باز دارد.
دلايل جايز بودن درخواست شفاعت از اولياى خدا
هرگاه حقيقت شفاعت را همان دعاى شفيع در حق گنهكاران بدانيم درخواست دعا از برادر مؤمن، تا چه رسد به پيامبران و اولياى الهى، يك امر مستحسن مى باشد وبحث گذشته به خوبى از عهده اين كار برآمد.
اگر وهابى درخواست دعا از برادر مؤمن را جايز مى داند، بايد درخواست شفاعت از شفيع حى را نيز بدون اشكال وجايز بشمارد و اگر او درخواست شفاعت از حى را جايز نمى داند ناچار براى شفاعت معنايى غير از دعا معتقد است.