منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٨٤
به طور مسلم نه. دروغگويى كه مى خواهد سخن او نقل مجالس شود و دهن به دهن بگردد، دروغ شاخدارى را نمى سازد كه مردم را از خود متنفر سازد.
خلاصه وقتى اين حديث به احاديث ديگر توسل كه شماره آنها از ٣٠ تجاوز مى كند ضميمه گردد و اقبال محدثان ومفسران در نقل آنها در نظر گرفته شود، انسان، قاطعانه مى تواند بگويد كه مضامين آنها با اصول توحيد مخالف نبوده و توسل به ذوات و شخصيتهاى گرامى بر خلاف گزافه گويى وهابيان، ارتباطى به شرك ندارد.
رواياتى كه در اين زمينه وارد شده است، از حد تواتر تجاوز كرده و ضعف سند آنها نمى تواند در احتجاج به آنها خدشه اى وارد سازد.
آقاى محمد نسيب رفاعى در كتاب «التوصل إلى حقيقة التوسل» دست وپا مى كند كه آنها را از نظر سند مردود سازد، ولى از يك نكته غفلت ورزيده كه اين توده از روايات را كه همگى هدف واحدى را تعقيب مى كنند و به اصطلاح، متواتر معنوى هستند، نمى توان از نظر ضعيف بودن سند برخى رد كرد، و هرگز ضعف سند اخبار متواتر نمى تواند مانع از احتجاج باشد.
گذشته بر اين، اين توده از روايات كه در صحاح و مسانيد اهل تسنن وارد شده است، خود گواه بر اين است كه در ذهن مسلمانان صدر اسلام، مسأله توسل ارتباطى به مسأله شرك و توحيد نداشته است و آنان از توحيد معنايى را درك مى كردند كه با اين توسل ها كاملاً سازگار بوده است، و اگر نظر سلف صالح حجت است، چرا در اين مورد از راه و روش سلف صالح سرپيچى نموده و راه و روش ابن تيميه را كه مورد تكفير دانشمندان عصر خود قرار گرفت، پيروى مى كنيد.