منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦١
آيه سوم ،حاكى است كه حضرت صالح پس از مرگ و نابودى آنان، با آنها سخن مى گويد ومى فرمايد:
من پيامهاى الهى را رسانيدم ولى شماها نصيحت گويان را دوست نمى داريد.
گواه روشن بر اين كه او پس از نابودى با آنان چنين سخن مى گويد، دو چيز است:
١. نظم آيات به شكلى كه گفته شد.
٢. حرف (فا) در لفظ (فَتَوَلّى) كه دال بر ترتيب است يعنى پس از نابودى آنان، از آنها روى برتافت و به آنان چنين گفت:
جمله (وَلكِنْ لا تُحِبُّونَ النّاصِحينَ) مى رساند كه آنان آنچنان در عناد و شقاوت فرو رفته بودند حتى پس از مرگ نيز داراى چنين روحيه خبيث بودند كه افراد پند ده و اندرزگو را دوست نمى داشتند.
صريح قرآن اين است كه او با ارواح امت خود به طور جدى سخن مى گويد وآنان را طرف خطاب قرار مى دهد و از عناد مستمر آنان كه پس از مرگ نيز با آنان همراه بود خبر مى دهد، مى گويد: هم اكنون نيز ناصحان را دوست نمى داريد.
ب: شعيب با ارواح گذشتگان سخن مى گويد:
(فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فى دارِهِمْ جاثِمينَ).[١]
«زمين لرزه آنان را فرا گرفت، و در خانه هاى خود هلاك شدند».
[١] اعراف/٩١.