منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١١
اشخاص، همان آغاز آيه است، آنجا كه مى فرمايد:
(أَلا للّهِ الدِّينُ الخالِصُ) .
«اطاعت بى چون و چرا(كه خود شاخه اى از عبادات و پرستش است) مخصوص خداست».
يعنى: بر انسانها لازم است كه غير خدا را نپرستند و آنان كه غير او را براى خود اوليا اتخاذ كرده اند و آنها را عبادت نموده و از آنها اطاعت مى كنند تا آنان را به خدا نزديك سازند، سخت در اشتباه مى باشند، زيرا اطاعت مخصوص خداست و به هيچوجه نمى توان آن را درباره ديگرى انجام داد.
روى اين اساس آيه ناظر به انتقاد از عبادت بتهاست، نه تقرب جويى به وسيله مخلوقات خدا هر چند با پرستش واسطه توأم نباشد. آرى در آيه ديگر از هر دو مطلب به روشنى انتقاد شده است، چنان كه مى فرمايد:
(وَيَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ ما لا يَضُرُّهُمْ وَلا يَنْفَعُهُمْ ويَقُولُونَ هؤلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللّهِ قُلْ أَتُنَّبِئُونَ اللّهَ بِما لا يَعْلَمُ فِى السَّمواتِ وَلا فِى الأَرْض...) .[١]
«غير خدا، موجوداتى را مى پرستند كه نه به آنها ضررى مى رسانند و نه نفع، و مى گويند آنان شفيعان ما در نزد خدايند، بگو آيا خدا را از آنچه كه در آسمانها و زمين از آن خبر ندارد، آگاه مى سازيد؟».
اگر اين دو آيه را با هم مقايسه كنيم، روشن مى گردد كه در آيه دوم به حكم «واو عطف» از دو چيز انتقاد شده است:
١.(يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّه) .
[١] يونس/١٨.