منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٣
قرآن مجيد و روايات استفاده مى شود آگاهى پيامبر و امام از غيب، به تعليم الهى است و چه مانعى دارد كه علم غيب ذاتاً به خداوند اختصاص داشته باشد وخداوند بخشى از آن را در اختيار بندگان برگزيده خود بگذارد، به اين آيه توجه كنيد.
(عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً*إِلاّ مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُول...) .[١]
«فقط خدا داناى غيب است و هيچ كس را برغيب مسلط نمى كند مگر بندگانى كه مورد رضايت او باشند از پيامبران».
توجه داريد كه آغاز آيه مانند همان بيست و دو آيه اى است كه در سؤال ذكر شد يعنى دلالت بر اختصاص علم غيب به خداوند دارد ولى در عين حال ذيل آيه مى گويد: خداوند علم غيب را در اختيار بندگان برگزيده خود كه پيامبرانند مى گذارد.[٢]
بنابراين اختصاص داشتن علم غيب به خداوند، با تعليم آن به برخى از بندگان خود، هيچ گونه منافاتى ندارد. بله اگر كسى بگويد پيامبران و امامان از پيش خود و بدون تعليم الهى از غيب آگاهند اين گفتار با مفاد آن آيات تنافى خواهد داشت امّا هيچ يك از دانشمندان اسلامى چنين سخنى نگفته است و همگى تصريح كرده اند كه آگاهى پيامبران و امامان از غيب به تعليم الهى است.
[١] جن/٢٦ـ ٢٧.
[٢] آياتى كه بر آگاهى پيامبران از غيب دلالت دارد در بخش ششم اين كتاب ياد شد.