منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤٠
كننده خلايق جهان مى دانند سخت به خطا رفته و انديشه بس باطلى را به فكر خود راه داده اند، خطاى آنها نه از اين نظر است كه چنين انديشه اى مايه شرك و دوگانگى است ـ زيرا همان طور كه گفته شد جهان آفرينش بر اساس اسباب و مسببات استوار است، توحيد خدا از نظر ذات و فعل اين نيست كه نظام علت و معلول را باطل بدانيم و بگوييم كه هر پديده اى اثر مستقيم ذات الهى است ـ بلكه علت بى پايگى اين انديشه اين است كه آنچه را كه سبب نيست (اولياى الهى) سبب پنداشته اند و غير علت را به جاى علت گذارده اند و اگر علاوه بر اين، آنان را در تأثير مستقل بينديشند، در اين صورت علاوه بر غلو، راه شرك را پيموده اند.
هرگز بشر در اثر سير تكاملى خود جانشين هيچ يك از وسايط فيض نمى گردد، بلكه خود او فيض را از همان وسايط مى گيرد، اشعه خورشيد، ريزش برف و باران و شكفته شدن غنچه ها، همگى تأمين كننده زندگى پيامبران و پيشوايان معصوم واولياى الهى است، همچنانكه وحى را فرشته به او مى رساند، و جان او را ملك الموت مى گيرد[١] و از روز نخست حافظان و نگهبانان براى حفاظت جان او و تكميل ملكات و فضايل اخلاقى او گمارده مى شوند.[٢]
[١] در اين مورد قرآن كريم در سوره انعام آيه ٦١ چنين مى گويد:(وَيُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةً حَتّى إِذا جاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا) : «نگهبانانى بر شما مى گماريم هنگامى كه اجل شما فرا رسيد مأموران ما جان شما را مى گيرند».
[٢] اميرمؤمنان (عليه السلام) در نهج البلاغه خطبه ٢٣٤(قاصعه) مى فرمايد«وَلَقَدْ قَرَنَ اللّهُ بِهِ مِنْ لَدُنْ أَنْ كانَ فَطيماً أَعْظَمَ مَلَك مِنْ مَلائِكَة يَسْلُكُ به ِ طَريقَ الْمَكارِمِ وَمَحاسِنَ أَخلاقِ العالَمِ»: از روزى كه پيامبر از شير گرفته شد، فرشته اى از جانب خدا مأمور گرديد كه او را به راههاى بزرگوارى و اخلاق نيكو رهبرى كند».