منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩٦
ژرف وشنوايى هاى بلند و ديگر كمالات مى شمارد و بس.
در كتاب هاى اخلاق وسير وسلوك، جمله معروفى وجود دارد كه غالباً به طور غير صحيح تفسير مى شود و آن اين كه مى گويند:
«اَلْعُبُودِيَّةُ جَوْهَرةٌ كُنْهُهَا الرُّبُوبِيَّةُ» .
«بندگى و پيمودن راه قرب به خدا، گوهرى است كه نتيجه آن خداوندگرى و كسب قدرت و توانايى بيشتر است».
مقصود از «ربوبيّت» در اين جمله خدايى نيست، زيرا هيچ گاه «بشرِممكن» نمى تواند ازحدود امكانى تجاوز كند، بلكه مقصود از آن «خداوندگارى» و كسب كمالات بيشتر وقدرت و نيروهاى بالاتر است.
اكنون ما به آثار شگرف عبوديت وبندگى، و نتيجه پيمودن صراط مستقيم الهى اشاره مى كنيم و به اتكاى آيات قرآنى، تسلط انسان خداپرست را بر نفس و روح، جسم وتن و عالم وجهان ثابت مى كنيم.
بندگى، داراى آثار ياد شده در زير است:[١]
١. تسلط بر نفس
نخستين اثر «عبوديت»، تسلط انسان بر خواهش هاى نفسانى است، در نتيجه اين تسلّط «نفسِ اماّره» مهار شده وروح انسانى بر نفس، ولايت پيدا مى كند و فرد از نظر كمال روحى به پايه اى مى رسد كه مى تواند اختيار «نفس
[١] در اين بخش هفت اثر بارز براى عبوديت و بندگى ياد شده است كه عبارتند از: ١ ـ تسلط بر نفس، ٢ ـ بينش خاص، ٣ ـ تسلط بر افكار پراكنده، ٤ ـ تخليه بدن از روح، ٥ ـ تصرف در بدن، ٦ـ تصرف در جهان، ٧ ـ رؤيت اجسام لطيفه، تا آخر بخش، مجموع اين آثار مورد بررسى قرار مى گيرند ولى اثر مستقيم گسترده ترى مطرح شده است.