منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩
در پيشگاه او حاضر است، يك چنين تقسيم مفهوم درستى نخواهد داشت، نه موجودى خواهيم داشت كه از وجود و قلمرو علم او خارج باشد، و نه آگاهى خواهيم داشت كه نام آن را آگاهى از غيب بگذاريم، بلكه تمام ذرات جهان، در برابر علم بى كران او حاضر بوده و علم و آگاهى او شهود مطلق خواهد بود. اگر اميرمؤمنان خدا را با صفات «عالم السرائر والضمائر» توصيف مى كند و مى فرمايد:
«قد علم السرائر وخبر الضمائر له الاحاطة بكلّ شىء والغلبة بكلّ شىء».[١]
«خدا، از ضمايرو افكار درونى انسان آگاه است، بر همه چيز احاطه دارد، و بر هر چيز غالب و پيروز است».
همگى روى ملاك آگاهى محدود انسان و از نقطه نظر اوست، و اگر ملاك در تقسيم، علم الهى باشد همه چيز براى او ظاهر و آشكار مى باشد. از اين جهت امام در يكى از خطبه هاى خويش خدا را چنين توصيف مى كند:
«كلّ سرّ عندك علانية، وكلّ غيب عندك شهادة».[٢]
«هر رازى پيش تو آشكار،و هر پنهانى نزد تو حاضر است».
اقسام غيب
اصول و ريشه هاى غيب را مى توان در سه قسم خلاصه نمود:
١. موجوداتى كه از افق حس انسان بيرون بوده،و هيچ گاه در قلمرو
[١] نهج البلاغه، خطبه ٨٢ چاپ عبده.
[٢] نهج البلاغه، خطبه ١٠٥، چاپ عبده.