منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٤٧
عمر چنين نقل مى كند:
«اللّهمّ إنّه لم ينزل بلاءٌ إلاّبذنب ولم يكشف إلاّبتوبة وقد توجّه القوم بي إليك لمكاني من نبيّك...».[١]
«پروردگارا بلايى فرود نمى آيد، مگر به خاطر گناه و از ميان نمى رود مگر به وسيله توبه، مردم به من روى آوردند، به خاطر موقعيت من از پيامبر تو».
اين قسمت حاكى است كه توسل خليفه به دعاى فرد حى بوده است نه توسل به شخص و شخصيت وى.
پاسخ
اولاً: بخارى در صحيح خود در نقل حديث جز همان كه در آغاز بحث نقل كرديم، چيز ديگرى را نقل ننموده است واگر چنين دعايى پس از توسل عمر وجود داشت، لازم بود نقل كند و به جهان حديث خيانت نورزد.
ظاهر قول بخارى اين است كه پس از توسل عمر، دعاى وى مستجاب شد، و بلافاصله باران، مردم را فرا گرفت چنان كه مى گويد:
«وإنّا نتوسّل إليك بعمّ نبيّنا فاسْقِنا قال: فيُسقون».
آيا صحيح است كه بخارى ركن معظم حديث وعلت نزول باران را كه دعاى عباس بود، نقل نكند و مطلب را طورى نقل كند كه قسمت اعظم آن را به حساب خليفه بگذارد؟!
ثانياً: ابن حجر، دعاى عباس را از «زبير بن بكار»(يكى از احفاد زبير بن
[١] فتح البارى:٢/٤١٣، ط دار المعرفة لبنان.