منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٩
شيوه استدلال به اين آيه، بر اين كه پيامبر از غيب آگاه نيست، اين است كه پيامبر، از نزديكى و دورى وعده هاى الهى، اظهار بى اطلاعى مى كند و اين مطلب با آگاهى از غيب سازگار نيست.
پاسخ
بحث ما (همان طور كه در آغاز كتاب يادآور شديم) در كميت و مقدار علم پيامبر و ديگر پيشوايان معصوم نيست، بلكه بحث در اصل آگاهى آنان از امور پشت پرده غيب مى باشد و آيا چنين آگاهى ممكن است يا نه، و بر فرض امكان، تحقق پذيرفته است يا نه حالا اگر پيامبر در موردى اظهار بى اطلاعى نمود، هرگز با اصل آگاهى سوم منافاتى نخواهد داشت.
نكته قابل توجه در آيه اين است كه پيامبر در موضوعى اظهار بى اطلاعى نموده است كه آگاهى از آن، مختص مقام ربوبى است و آن موضوع وقت رستاخيز مى باشد، كه زمان تحقق وعده ها و وعيدهاى الهى است و آگاهى از وقت قيامت، از مسايلى است كه خداوند، احدى از بندگان خود را بر آن مطلع نساخته است، و آيات قرآن در اين مسأله به اندازه اى صريح است كه نمى توان خلاف آن را احتمال داد و هيچ مانعى ندارد كه خداوند پيامبر خود را از حوادث گذشته و آينده مطلع سازد امّا آگاهى از وقت برپا شدن رستاخيز را به خود اختصاص دهد.
اينك آياتى كه اين حقيقت را به روشنى ثابت مى نمايد، و مى رساند كه آگاهى از آن، مختص ذات اقدس او مى باشد:
١. (يَسْأَلُونَكَ عَنِ السّاعَةِ أَيّانَ مُرْساها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّى لا