منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥٣
فعلاً با پيامبر زنده اى مواجه نيستند كه از او سؤال كنند و توفيق تشرف به حضور امامى را ندارند كه به حضور او برسند و از او درخواست حضورى بنمايند. بلكه غالباً سؤال ها و درخواست هاى آنان از ارواح مقدسه انبيا و اوليا است از اين جهت تشريح حكم اين دو صورت از اهميت بيشترى برخوردار است.
تحقيق اين موضوع در گرو تشريح چهار مطلب است كه با آگاهى صحيح ازآن چهار مطلب مى توان به صحت چنين استمدادها و استغاثه ها اذعان پيدا كرد.
اين چهار مطلب عبارتند از:
١. هرگز مرگ انسان، به معنى فنا و نابودى انسان نيست، بلكه روح و روان او باقى است.
٢. نه تنها روح و روان او باقى است، بلكه ارتباط ما با آنان قطع نمى شود و آنها سخنان و استغاثه هاى ما را مى شنوند.
٣. كمالات معنوى و قدرت هايى كه خدا براى پيامبران و اوليا در قرآن بيان كرده است مربوط به اجسام آنها نيست، بلكه اين نيروها قائم به ارواح وروانهاى زنده وجاويدان آنهاست، كه با مفارقت از بدن باطل نمى شود.
٤. احاديث صحيح كه محدثان اسلامى نقل كرده اند، شاهدى گويا بر صحت و استوارى چنين استمدادها واستغاثه هاست، و پيوسته روش مسلمانان در تمام اعصار، اين چنين بوده است. اينك تشريح اين نقاط.
١. تجرّد و بقاى روح پس از مرگ
دلايل عقلى همراه با آيات قرآن به روشنى گواهى مى دهند كه مرگ پايان