منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧
بوده، و آنان را در امتيازات شخصيت هاى الهى به شك و ترديد افكنده ويا به انكار مسائلى مانند: اعجاز، آگاهى سوم، عصمت پيامبران و ... واداشته است.
تزلزل اين گروه درباره امتيازات پيامبران و پيشوايان راستين علتى جز حكومت نظام علمى غرب و گرايشهاى مادى در زمينه هاى گوناگون ،ندارد. اين گروه هر چند براى انكار و يا ترديد خويش، علت ديگرى مى تراشند و به گمان خود از دريچه واقع گرايى سخن مى گويند، امّا اگر آنان با يك فرد روانكاوى روبرو شوند و شك و ترديد آنان به اصطلاح «اناليزه» گردد انگيزه انكار، آنان جز اين نخواهد بود.
اين نظريه درباره آن گروه است كه با روح و روان صاف به مسايل معنوى مى نگرند، امّا انگيزه افراد عقده اى و غرضورز ولجوج بر انكار اين معارف، چيز ديگرى است كه فعلاً مجال بازگويى آن نيست.
از دير باز مسايلى چند، كه همگى مربوط به شؤون شخصيت هاى الهى، و دارندگان مقام والاى ولايت است، بر سر زبانها افتاده، و در محافل مذهبى و دينى و احياناً مراكز علمى نيز مطرح مى گردد و هر كس به گونه اى در اين مورد اظهار نظر مى كند و ما اكنون چند نمونه از اين سؤال ها را مطرح مى كنيم:
آيا صحيح است انسانى بر اثر داشتن مقام ولايت از پس پرده غيب گزارش دهد و داراى آگاهى سوم باشد؟!
آيا صحيح است انسانى بر اثر پيمودن راه عبوديت و بندگى، داراى روح وروان نيرومندى گردد كه بتواند براى اثبات پيوند خود با مقام فوق الطبيعه، در گوشه اى از جهان تصرف نمايد؟!